خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و حماسی است که در آن شاعر از عشق و وصال سخن میگوید و مخاطب را به شجاعت و مبارزه دعوت میکند. شاعر از زیباییها و لذتهای عشق و همچنین از تلخیها و سختیهای آن سخن میگوید و مخاطب را به نوشیدن باده و لذت بردن از زندگی تشویق میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و تشبیهات ممکن است نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی و عشق داشته باشند.
غزل ۱۸۸۷ - گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
گَرَت هست سَرِ ما سَر و ریش بِجُنبان
وَگَر عاشقِ شاهی رَوان باش به میدان ۱
صَلا روزِ وصال است همه جاه و جَمال است
همه لُطف و کَمال است زِهی نادره سُلطان ۲
کجایی؟ تو کجایی؟ نه از حَلْقه مایی؟
وَگَر خود به بهشتی چه خوش باشد بیجان؟ ۳
یکی چَرب زَبانی یکی جان و جهانی
ازو بوسه به جانی زِهی کاله ارزان ۴
اگر شیر اگر پیل چُنانش کُند این عشق
چو بینیش بِگوییش زِهی گُربه در اَنْبان ۵
چه تَلْخ است و چه شیرین پُر از مِهْر و پُر از کین
زِهی لَذَّتِ نوشین زِهی لُقمه دندان ۶
بیا پیش و مَپَرهیز وَزین فِتْنه بِمَگْریز
بِمَسْتیز بِمَسْتیز هَلا ای شَهِ مَردان ۷
زِهی روز زِهی روز زِهی عیدِ دلْ اَفْروز
از آن چَشمْ کرشمه وَزْآن لَبْ شِکَراَفْشان ۸
بِجو باده گُلگون از آن دِلْبَرِ موزون
که این دَم مَهِ گَردون رَوان گشت به میزان ۹
بِنوش از میِ بالا لب و ریش مَیالا
شِنو بانگ و عَلالا زِ هر اَخْتَر و کیوان ۱۰
بِیَندیش و خَمُش باش چنین راز مگو فاش
دَریغ است بر اوباش چُنین گوهر و مَرجان ۱۱
وَگَر عاشقِ شاهی رَوان باش به میدان ۱
صَلا روزِ وصال است همه جاه و جَمال است
همه لُطف و کَمال است زِهی نادره سُلطان ۲
کجایی؟ تو کجایی؟ نه از حَلْقه مایی؟
وَگَر خود به بهشتی چه خوش باشد بیجان؟ ۳
یکی چَرب زَبانی یکی جان و جهانی
ازو بوسه به جانی زِهی کاله ارزان ۴
اگر شیر اگر پیل چُنانش کُند این عشق
چو بینیش بِگوییش زِهی گُربه در اَنْبان ۵
چه تَلْخ است و چه شیرین پُر از مِهْر و پُر از کین
زِهی لَذَّتِ نوشین زِهی لُقمه دندان ۶
بیا پیش و مَپَرهیز وَزین فِتْنه بِمَگْریز
بِمَسْتیز بِمَسْتیز هَلا ای شَهِ مَردان ۷
زِهی روز زِهی روز زِهی عیدِ دلْ اَفْروز
از آن چَشمْ کرشمه وَزْآن لَبْ شِکَراَفْشان ۸
بِجو باده گُلگون از آن دِلْبَرِ موزون
که این دَم مَهِ گَردون رَوان گشت به میزان ۹
بِنوش از میِ بالا لب و ریش مَیالا
شِنو بانگ و عَلالا زِ هر اَخْتَر و کیوان ۱۰
بِیَندیش و خَمُش باش چنین راز مگو فاش
دَریغ است بر اوباش چُنین گوهر و مَرجان ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸۶ - نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۸ - بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.