این متن شعری است که در آن شاعر از مخاطب خود میخواهد تا با قدرت و حکمت عمل کند، از خون مسلمانان پرهیز کند و به جای آن به بهبودی و رستگاری بپردازد. همچنین، شاعر به مخاطب خود توصیه میکند تا با عدالت و حکمت حکومت کند و به نیازمندان کمک کند. در پایان، شاعر از مخاطب خود به عنوان شمس الحق تبریزی یاد میکند و او را به انجام حکمت و عدالت تشویق میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق اخلاقی، دینی و حکمت است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن' ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح بیشتری داشته باشد که برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۱۸۸۵ - ای سرده صد سودا دستار چنین میکن
خوب است همین شیوه ای دوست همین میکُن ۱
فرماندهِ خوبانی ابرو چو بِجُنبانی
این بنده تو را گوید آن میکُن و این میکُن ۲
از خونِ مُسلمانان در ساغَرِ رُهبان کُن
وَزْ کافرِ زُلْفینَت ویرانی دین میکُن ۳
مَأمونِ امین را تو میران که رو ای خاین
وان غیرتِ رَهْ زن را بر روحْ اَمین میکُن ۴
آن حُکْم که از هیبَتْ در عَرشْ نمیگُنجَد
بر پُشتِ زمان می نِهْ بر رویِ زمین میکُن ۵
آن را که ندارد جان جان دِهْ به دَمِ عیسی
وان را که ندارد زَر زِ اکْسیر زَرین میکُن ۶
تا دورِ اَبَد شاها شَمسُ الْحَقِ تبریزی
حُکمیست به دورِ تو آری هَلِه هین میکُن ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.