خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و غم میپردازد. شاعر از تلخیهای عشق و غم سخن میگوید، اما در عین حال به عشق به عنوان یک مشرب و راه زندگی مینگرد. او به ناکامیها و تلخیهای عشق اشاره میکند، اما در نهایت عشق را به عنوان یک تجربه عمیق و ارزشمند توصیف میکند. همچنین، شاعر به تفاوتهای بین عقل و عشق و تأثیر آنها بر زندگی انسان میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عشق و غم و فلسفه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و تلخیهای عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۴۱۹ - غم می گزد لب من، من می گزم لب عشق
غم می گزد لب من، من می گزم لب عشق
میرم به تلخی غم، نازم به مشرب عشق ۱
دانای شهر و ده کیست، کاز طنز ما نرنجد
خندند بر فلاتون، طفلان مکتب عشق ۲
داروی صحت عشق در حکمت ازل نیست
اما ز سردی عقل، زایل شود تب عشق ۳
ناکامی دمی عشق پروردهٔ مراد است
در آفتاب غرق است شام من و شب عشق ۴
در دیر و کعبه سایل، با کفر و دین مقابل
با نوش و نیش یک دل، این است مشرب عشق ۵
تا ریخت خون عرفی، از چشم خلق شد گم
زان جلوه ها تو گویی، این بود مطلب عشق ۶
میرم به تلخی غم، نازم به مشرب عشق ۱
دانای شهر و ده کیست، کاز طنز ما نرنجد
خندند بر فلاتون، طفلان مکتب عشق ۲
داروی صحت عشق در حکمت ازل نیست
اما ز سردی عقل، زایل شود تب عشق ۳
ناکامی دمی عشق پروردهٔ مراد است
در آفتاب غرق است شام من و شب عشق ۴
در دیر و کعبه سایل، با کفر و دین مقابل
با نوش و نیش یک دل، این است مشرب عشق ۵
تا ریخت خون عرفی، از چشم خلق شد گم
زان جلوه ها تو گویی، این بود مطلب عشق ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.