خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، تسلیم و تقدیر میپردازد. در آن از تصاویر شاعرانه مانند شکستن دل، طفل بیپناه، لشکر عشق و جور فلک استفاده شده است. شاعر به مفاهیمی مانند عشق الهی، صبر در برابر سختیها و تأثیر تقدیر بر زندگی انسان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند عشق الهی و تقدیر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۰۵ - در دل شکنی آفت صرف است نگاهش
در دل شکنی آفت صرف است نگاهش
طفلی که پدر می شکند طرف کلاهش ۱
طاعت بر دنیا چه تمتع برد از تخت
کز فرّ هما دور بود تارک شاهش ۲
ما لشکر عشقیم که تسخیر دو عالم
چون آب فرو می چکد از تیغ سپاهش ۳
ره بر مه کنعان نکند خجلت بهتان
تا رو به ره شکر کند محنت جاهش ۴
شاید که به آلایش دامانش نگیرند
مستی که به دامن نگرد طرف کلاهش ۵
از جور فلک داغ نگردد دل عشاق
این باغچه پروردهٔ برق است گیاهش ۶
سهل است که از ناصیه اش نور بتابد
عرفی که در عشق بود ناصیه گاهش ۷
طفلی که پدر می شکند طرف کلاهش ۱
طاعت بر دنیا چه تمتع برد از تخت
کز فرّ هما دور بود تارک شاهش ۲
ما لشکر عشقیم که تسخیر دو عالم
چون آب فرو می چکد از تیغ سپاهش ۳
ره بر مه کنعان نکند خجلت بهتان
تا رو به ره شکر کند محنت جاهش ۴
شاید که به آلایش دامانش نگیرند
مستی که به دامن نگرد طرف کلاهش ۵
از جور فلک داغ نگردد دل عشاق
این باغچه پروردهٔ برق است گیاهش ۶
سهل است که از ناصیه اش نور بتابد
عرفی که در عشق بود ناصیه گاهش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - رفتم که بشکنم به ملامت سبوی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.