خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقه خود به معشوق سخن میگوید. او از زیبایی و شیرینی معشوق تعریف کرده و از او میخواهد که با او مهربان باشد و به عشقش پاسخ دهد. شاعر همچنین از رنجهای عشق و بیماریهای ناشی از آن سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را در رقص و شادی همراهی کند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم موجود در شعر ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل داشته باشند.
غزل ۱۸۶۷ - ای جانک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟
ای جانَکِ من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟
یک تَنگِ شِکَر خواهم زان شِکَّرِقَند ای جان ۱
ای جانَکِ خَندانَم من خویِ تو میدانم
تو خویِ شِکَر داری بِاللّهْ که بِخَند ای جان ۲
من مَردِ خریدارم من مَیلِ شِکَر دارم
ای خواجه عَطّارم دُکّان بِمَبَند ای جان ۳
بر نام و نشانِ او رفتم به دُکانِ او
گفتم که سَلامُ عَلَیک ای سَروِ بُلندْ ای جان ۴
هر چند که عَیّاری پُرحیله و طَرّاری
این مِحْنَت و بیماری بر من مَپَسَند ای جان ۵
از بَهرِ دلِ ما را در رَقص دَرآ یارا
وَزْ نازْ چُنین میکُن آن زُلفِ کَمَنْد ای جان ۶
ای پیش روِ خوبان ای شاخِ گُلِ خندان
بِنْمایْ که دل بَندان چون بوسه دهند ای جان ۷
من بنده بَرین مَفْرَش میسوزم من خَوشْ خَوش
میرَقْصَم در آتش مانند سِپَند ای جان ۸
یک تَنگِ شِکَر خواهم زان شِکَّرِقَند ای جان ۱
ای جانَکِ خَندانَم من خویِ تو میدانم
تو خویِ شِکَر داری بِاللّهْ که بِخَند ای جان ۲
من مَردِ خریدارم من مَیلِ شِکَر دارم
ای خواجه عَطّارم دُکّان بِمَبَند ای جان ۳
بر نام و نشانِ او رفتم به دُکانِ او
گفتم که سَلامُ عَلَیک ای سَروِ بُلندْ ای جان ۴
هر چند که عَیّاری پُرحیله و طَرّاری
این مِحْنَت و بیماری بر من مَپَسَند ای جان ۵
از بَهرِ دلِ ما را در رَقص دَرآ یارا
وَزْ نازْ چُنین میکُن آن زُلفِ کَمَنْد ای جان ۶
ای پیش روِ خوبان ای شاخِ گُلِ خندان
بِنْمایْ که دل بَندان چون بوسه دهند ای جان ۷
من بنده بَرین مَفْرَش میسوزم من خَوشْ خَوش
میرَقْصَم در آتش مانند سِپَند ای جان ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶۶ - ای کار من از تو زر ای سیم بر مستان
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶۸ - دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.