خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند بی‌نیازی، رضا و تسلیم در برابر تقدیر، گذر عمر و بیهودگی جست‌وجوی مادیات می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد به جای تلاش برای دستیابی به امور دنیوی، به درون خود بنگرد و حقیقت وجودی خویش را دریابد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه‌ی مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. این متن نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۲۶ - به عجز کوش ز نشو و نما چه می‌جویی

به عجز کوش ز نشو و نما چه می‌جویی
به خاک ریشهٔ توست از هوا چه می‌جویی ۱

دل گداخته اکسیر بی‌نیازی‌هاست
گداز درد طلب‌، کیمیا چه می‌جویی ۲

سراغ قافلهٔ عمر سخت ناپیداست
ز رهگذار نفس نقش پا چه می‌جویی ۳

به هر چه طرف‌ کنندت رضا غنیمت دان
زکارگاه فنا و بقا چه می‌جویی ۴

به فکر خلق متن‌، هرزه سعی جهل مباش
محیط ناشده زین موج‌ها چه می‌جویی ۵

محیط شرم بقدر عرق‌ گهر دارد
هنوز آب نه‌ای از حیا چه می‌جویی ۶

به دام‌گاه جسد پرفشانی انفاس
اشاره‌ای‌ست کزین تنگنا چه می‌جویی ۷

هزار سال ره اینجا نیاز یک‌قدم‌ است
زخود برآی زفکر رسا چه می‌جویی ۸

زبان حیرت آیینه این نوا دارد
که ای جنون زده خود را ز ما چه می‌جویی ۹

به ذوق دل نفسی طوف خویش‌ کن بیدل
تو کعبه در بغلی جابجا چه می‌جویی ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۲۵ - محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲۷ - چو محو عشق شدی رهنما چه می‌جویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.