خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و حیرتانگیز شاعر در برابر معشوق است. شاعر از درد فراق، حیرت در برابر معشوق، و ناتوانی در بیان احساسات خود میگوید. همچنین، او از رنجهای عشق و سردرگمی در هستی سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه، فلسفی و حیرتانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و سردرگمی در هستی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۷۹۸ - چشم من بیتو طلسمی است بهم بسته ز عالم
چشم من بیتو طلسمی است بهم بسته ز عالم
این معمای تحیر تو مگر بازگشایی ۱
مقصد بینش اگر حیرت دیدار تو باشد
از چه خودبین نشود کس که تو در کسوت مایی ۲
بیادب بس که به راه طلبت راه گشودم
میزند آبلهام از سر عبرت کف پایی ۳
طایر نامهبر شوقم و پرواز ندارم
چقدر آب کنم دل که شود ناله هوایی ۴
بست زیر فلک آزادگیام نقش فشردن
ناله در کوچهٔ نی شد گره از تنگ فضایی ۵
خنده عمریست نمیآیدم از کلفت هستی
حاصلی نیست در اینجا تو هم ای گریه نیایی ۶
دل ز نیرنگ تو خون شد، خرد آشفت و جنون شد
ای جهان شوخی رنگ تو، تو بیرنگ چرایی ۷
دل بیدل نکند قطع تعلق ز خیالت
حیرت و آینه را نیست ز هم رنگ جدایی ۸
این معمای تحیر تو مگر بازگشایی ۱
مقصد بینش اگر حیرت دیدار تو باشد
از چه خودبین نشود کس که تو در کسوت مایی ۲
بیادب بس که به راه طلبت راه گشودم
میزند آبلهام از سر عبرت کف پایی ۳
طایر نامهبر شوقم و پرواز ندارم
چقدر آب کنم دل که شود ناله هوایی ۴
بست زیر فلک آزادگیام نقش فشردن
ناله در کوچهٔ نی شد گره از تنگ فضایی ۵
خنده عمریست نمیآیدم از کلفت هستی
حاصلی نیست در اینجا تو هم ای گریه نیایی ۶
دل ز نیرنگ تو خون شد، خرد آشفت و جنون شد
ای جهان شوخی رنگ تو، تو بیرنگ چرایی ۷
دل بیدل نکند قطع تعلق ز خیالت
حیرت و آینه را نیست ز هم رنگ جدایی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹۷ - اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹۹ - برون تازست حسن بیمثال از گرد پیدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.