خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق، حیرت، فقر، و رنجهای روحی و جسمی سخن میگوید. او از ناتوانی خود در بیان احساسات، تضادهای درونی، و آرزوی وصال معشوق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند جوهر اخلاق و زندگی فقیرانه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۷۸۶ - بازم به جنون زد هوس طرح زمینی
بازم به جنون زد هوس طرح زمینی
کز نام سخن تازه کنم قطعه نگینی ۱
حیرت به دلم ره نگشاید چه خیال است
بوی نگهی بردهام از آینه بینی ۲
زین ساز ضعیفی به چه آهنگ خروشم
صور است اگر واکشی از پشه طنینی ۳
ای فقرگزین! خرقهٔ صد رنگ مپرداز
حیفست دمد گلبنی از خاک نشینی ۴
در طینت خست نسبان جوهر اخلاق
از تنگی جا در رحمی مرده جنینی ۵
افسوس به دامان هوایت نشکستیم
گردی که زند دست به آرایش چینی ۶
خجلتکش نقش قدم آبلهدارست
در راه تو هر سو عرق آلوده جبینی ۷
بافتنهٔ آن نرگس کافر چه توان کرد
چون سبحه گرفتم به هم آرم دل و دینی ۸
پیش آی که چون شمع نشستهست به راهت
در گردش رنگم نگه بازپسینی ۹
بیدل چو شرر چشم به فرصت نگشودم
تا یک مژه جاروب کشم خانهٔ زینی ۱۰
کز نام سخن تازه کنم قطعه نگینی ۱
حیرت به دلم ره نگشاید چه خیال است
بوی نگهی بردهام از آینه بینی ۲
زین ساز ضعیفی به چه آهنگ خروشم
صور است اگر واکشی از پشه طنینی ۳
ای فقرگزین! خرقهٔ صد رنگ مپرداز
حیفست دمد گلبنی از خاک نشینی ۴
در طینت خست نسبان جوهر اخلاق
از تنگی جا در رحمی مرده جنینی ۵
افسوس به دامان هوایت نشکستیم
گردی که زند دست به آرایش چینی ۶
خجلتکش نقش قدم آبلهدارست
در راه تو هر سو عرق آلوده جبینی ۷
بافتنهٔ آن نرگس کافر چه توان کرد
چون سبحه گرفتم به هم آرم دل و دینی ۸
پیش آی که چون شمع نشستهست به راهت
در گردش رنگم نگه بازپسینی ۹
بیدل چو شرر چشم به فرصت نگشودم
تا یک مژه جاروب کشم خانهٔ زینی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۸۵ - معراج ماست پستی، اقبال ما زبونی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸۷ - به هستی از گداز انفعالم نیست تسکینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.