خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به موضوع قربانی، عشق، حیرت و تسلیم در برابر تقدیر می‌پردازد. شاعر از درد قربانی شدن، عشق و حیرت در هستی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند انتقام، تسلیم و تقدیر اشاره می‌کند. زبان شعر پر از استعاره و کنایه است و احساسات عمیق و پیچیده را بیان می‌کند.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و بیان احساسات سنگین مانند درد و حیرت، مناسب برای مخاطبان بزرگسال است که توانایی درک و تحلیل چنین مضامینی را دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۷۸۰ - ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی

ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی
زبانها داشت تا مژگان مبارک‌باد قربانی ۱

مراد کشتگان هم از تو آسان برنمی‌آید
به یاد عید تا آید به یادت یاد قربانی ۲

تحیر انتقام یک جهان وحشت کشید از من
ندارد حاجت دامی دگر صیاد قربانی ۳

ز حیرت پا زدم نقش نگارستان امکان را
به مژگانم بنازد خامهٔ بهزاد قربانی ۴

هنوز از چشم حیرانم سفیدی می‌کند توفان
کف ازجوش تسلی می‌کشد بنیاد قربانی ۵

تحیر نسخه‌ها شسته‌ست در چشم سفید من
همین یک صفحه دارد جزو استعداد قربانی ۶

سواد حیرتی روشن‌کنید از مشق تسلیمم
نشست سجده طرزی دارد از استاد قربانی ۷

چه دیر و کعبه هر جا می‌روم خونی بحل دارم
مروت خاک شد تاکرد عشق ایجاد قربانی ۸

کسی از عهدهٔ دیدار قاتل بر نمی‌آید
کبابم از نگاه هر چه باداباد قربانی ۹

ز چشم بی‌نگه اجزای هستی مهرکن بیدل
ندارد انتخاب ما بغیر از صاد قربانی ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷۹ - نمی‌گنجم به عالم بسکه از خود گشته‌ام فانی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸۱ - زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.