خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسیزبان، است که مضامین عمیق عرفانی و فلسفی را بیان میکند. در این شعر، مفاهیمی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، گذر زمان، ناپایداری جوانی، و جستجوی حقیقت وجودی مطرح شدهاند. شاعر از عناصری مانند آیینه، تیغ، و خورشید برای بیان مفاهیم نمادین استفاده کرده است.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۶۲ - برداشتن دل ز جهان کرد گرانی
برداشتن دل ز جهان کرد گرانی
کز پیریام آخر به خم افتاد جوانی ۱
مهمیز رمی نیست چوتکلیف تعلق
نامت نجهد تا به نگینش ننشانی ۲
ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقا
تا نام تو خفت کش یادیست گرانی ۳
سر پنجهٔ تسخیر جهانت به چه ارزد
دست تو همان ست کشه دامن نفشانی ۴
بر هرکه مدد کردهای از عالم ایثار
نامش به زبان گر ببری بازستانی ۵
سطر نفس و قید تٲمل چه خیال است
هر چند بمیری که تواش سکته نخوانی ۶
هر جات بپرسند ز تمثال حقیقت
باید نسب حرف به آیینه رسانی ۷
آب است تغافل به دم تیغ غرورش
یاربکه ز خونم نکند قطع روانی ۸
تحقیق تو خورشید و جهان جمله دلایل
پیداست چه مقدار عیانی که نهانی ۹
هرکس به حیال دگر از وصل تو شادست
هنگامهٔ کنج دهن و موی میانی ۱۰
کیفیت آن دست نگارین اگر این است
طاووس کند گل مگسی را که برانی ۱۱
ای موج گهر آب شو از ننگ فسردن
رفتند رفیقان و تو در ضبط عنانی ۱۲
بیدل اثر نشئهٔ نظم تو بلندست
امید که خود را به دماغی برسانی ۱۳
کز پیریام آخر به خم افتاد جوانی ۱
مهمیز رمی نیست چوتکلیف تعلق
نامت نجهد تا به نگینش ننشانی ۲
ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقا
تا نام تو خفت کش یادیست گرانی ۳
سر پنجهٔ تسخیر جهانت به چه ارزد
دست تو همان ست کشه دامن نفشانی ۴
بر هرکه مدد کردهای از عالم ایثار
نامش به زبان گر ببری بازستانی ۵
سطر نفس و قید تٲمل چه خیال است
هر چند بمیری که تواش سکته نخوانی ۶
هر جات بپرسند ز تمثال حقیقت
باید نسب حرف به آیینه رسانی ۷
آب است تغافل به دم تیغ غرورش
یاربکه ز خونم نکند قطع روانی ۸
تحقیق تو خورشید و جهان جمله دلایل
پیداست چه مقدار عیانی که نهانی ۹
هرکس به حیال دگر از وصل تو شادست
هنگامهٔ کنج دهن و موی میانی ۱۰
کیفیت آن دست نگارین اگر این است
طاووس کند گل مگسی را که برانی ۱۱
ای موج گهر آب شو از ننگ فسردن
رفتند رفیقان و تو در ضبط عنانی ۱۲
بیدل اثر نشئهٔ نظم تو بلندست
امید که خود را به دماغی برسانی ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶۱ - به دل دارم چو شمع از شعلههای آه سامانی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۶۳ - به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.