خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و بوسههای شیرین سخن میگوید و از مفاهیم عرفانی و معنوی مانند تلقین و مرگ نیز استفاده میکند. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات، به بیان احساسات عمیق و مفاهیم فلسفی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۸۵۶ - مرا هر دم همیگویی که برگو قطعهیی شیرین
مرا هر دَمْ هَمیگویی که بَرگو قَطعهیی شیرین
به هر بیتی یکی بوسه بِدِه پَهْلویِ من بِنْشین ۱
زِهی بوسه زِهی بوسه زِهی حَلْوا و سَنْبوسه
بَرآرَد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین ۲
تو بوسهیْ عشق را دیدی مَگَر ای دل که پَرّیدی
که هر جُزوَت شدهست ای دل چو لبْ نالان و بوسه چین ۳
چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را
تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین ۴
به تَلْقین گَر کُنی نیَّت بِپَرَّد مُرده در ساعت
کَفَن گردد بَرو اَطْلَس زِ گورش بَردَمَد نسرین ۵
بِکُن پِیْ مَرکَبِ تَن را دِلا چون تو نیاسایی
چه آسایی از آن مَرکَب که لَنْگ است او زِ عِلّیّین؟ ۶
بِکُن پِیْ اُشتُری را کو نَیایَد در پِیاَت هرگز
به خارِسْتان هَمیگردد که خار افتاد او را تین ۷
چو او را پِیْ کُنی در دَم چو کَشتی رَهْ رَوَد بیپا
زِ موج بَحْرِ بیپایان نَبُرَّد بادبانِ دین ۸
به هر بیتی یکی بوسه بِدِه پَهْلویِ من بِنْشین ۱
زِهی بوسه زِهی بوسه زِهی حَلْوا و سَنْبوسه
بَرآرَد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین ۲
تو بوسهیْ عشق را دیدی مَگَر ای دل که پَرّیدی
که هر جُزوَت شدهست ای دل چو لبْ نالان و بوسه چین ۳
چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را
تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین ۴
به تَلْقین گَر کُنی نیَّت بِپَرَّد مُرده در ساعت
کَفَن گردد بَرو اَطْلَس زِ گورش بَردَمَد نسرین ۵
بِکُن پِیْ مَرکَبِ تَن را دِلا چون تو نیاسایی
چه آسایی از آن مَرکَب که لَنْگ است او زِ عِلّیّین؟ ۶
بِکُن پِیْ اُشتُری را کو نَیایَد در پِیاَت هرگز
به خارِسْتان هَمیگردد که خار افتاد او را تین ۷
چو او را پِیْ کُنی در دَم چو کَشتی رَهْ رَوَد بیپا
زِ موج بَحْرِ بیپایان نَبُرَّد بادبانِ دین ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۵ - چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۷ - توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.