خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی را با تصاویر پیچیده و استعاره‌های غنی بیان می‌کند. شاعر از عشق، حسرت، فقر معنوی، و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند عدم و وجود، نیرنگ هستی، و نیاز به خاکساری در راه عشق الهی یاد می‌کند.

متن از مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی استفاده می‌کند که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۸۱ - درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی

درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی
چراغ حسرت آلود نگاهم می‌کند دودی ۱

چو آن شمعی که از فانوس تابد پرتو آهش
درون بیضه‌ام پیداست بال شعله فرسودی ۲

خروش بینوایی‌های من یارب که می‌فهمد
چو مژگانم ز سر تا پا زبان سرمه‌آلودی ۳

طریق بندگی ناز فضولی برنمی‌دارد
تو از وضع رضا مگذر چه مقبولی چه مردودی ۴

عدم ایمای اسرارت‌، وجود اظهار آثارت
ز نیرنگ تو خالی نیست معدومی و موجودی ۵

به یک مژگان زدن آیینه بی‌تمثال می‌گردد
به حیرت ساز رنگ خودنمایی می‌برد زودی ۶

به تیغ آبرو گنج زر و گوهر نمی‌ارزد
اگر انصاف باشد طبع مایل نیست بیجودی ۷

مشو غافل ز وضع فقر اگر آرام می‌خواهی
چو صحرا خاکساری نیست بی‌دامان مقصودی ۸

به رنگ طوق قمری در هوای سرو موزونت
کند خاکسترمن ناله از هر حلقهٔ دودی ۹

به راه انتظار جلوه‌ای افکنده‌ام بیدل
چو شمع‌ از چهرهٔ زرین خود فرش زر اندودی ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۸۰ - توبا این پنجهٔ نازک چه لازم رنگها بندی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸۲ - مکش رنج تأمل‌ گر زیان خواهی و گر سودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.