خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به یادآوری روزهای گذشته و روابط از دست رفته میپردازد. شاعر با حسرت به روزهایی اشاره میکند که محبت، توجه و همراهی وجود داشت، اما اکنون تنها خاطرهای از آنها باقی مانده است. همچنین، از تغییر رفتار دیگران و بیتوجهی آنها گلایه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، حسرت و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
غزل ۲۶۶۳ - یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتی
یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتی
در خطاب غیر هم با من پیامی داشتی ۱
یاد باد آن ساز شفقتها که بی ناموس غیر
در بساط تیره روزان عیش شامی داشتی ۲
یاد باد ای حسرت بنهاده پا از دل برون
چون نگه در چشم حیران هم مقامی داشتی ۳
گاهگاهی با وجود بینیازیهای ناز
خدمتی ارشاد میکردی غلامی داشتی ۴
آمد آمد خاک مشتاقان بهگردون میرساند
یک دوگام آنسوی تمکین طرفهکامی داشتی ۵
کردی از اهل وفا یکباره قطع التفات
در تغافل سخت تیغ بینیامی داشتی ۶
اینقدر خلوت پرست کنج ابرویت که کرد
چون نگاه بینیازان سیر بامی داشتی ۷
ما همان خاکیم اکنون انفعال از ما چرا
پیش زپن هم با همه تمکین، خرامی داشتی ۸
سوخت دل در انتظار گرد سر گردیدنی
آخر ای بدمست گاهی دور جامی داشتی ۹
تیغ هم بربیدل ما مد احسان بود وبس
گر به حکم ناز میل انتقامی داشتی ۱۰
در خطاب غیر هم با من پیامی داشتی ۱
یاد باد آن ساز شفقتها که بی ناموس غیر
در بساط تیره روزان عیش شامی داشتی ۲
یاد باد ای حسرت بنهاده پا از دل برون
چون نگه در چشم حیران هم مقامی داشتی ۳
گاهگاهی با وجود بینیازیهای ناز
خدمتی ارشاد میکردی غلامی داشتی ۴
آمد آمد خاک مشتاقان بهگردون میرساند
یک دوگام آنسوی تمکین طرفهکامی داشتی ۵
کردی از اهل وفا یکباره قطع التفات
در تغافل سخت تیغ بینیامی داشتی ۶
اینقدر خلوت پرست کنج ابرویت که کرد
چون نگاه بینیازان سیر بامی داشتی ۷
ما همان خاکیم اکنون انفعال از ما چرا
پیش زپن هم با همه تمکین، خرامی داشتی ۸
سوخت دل در انتظار گرد سر گردیدنی
آخر ای بدمست گاهی دور جامی داشتی ۹
تیغ هم بربیدل ما مد احسان بود وبس
گر به حکم ناز میل انتقامی داشتی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶۲ - چه میشدگر نمیزد اینقدر رنج نفس هستی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶۴ - به ذوق عافیت ای ناله تا کی در جگر پیچی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.