خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند نفس، دل، تخیل، حیرت، وهم و رستن از جهان مادی میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند آیینه، آتش، گل و غبار برای بیان مفاهیم انتزاعی استفاده کرده است. متن به جستجوی معنا، شکستن قالبهای ذهنی و رسیدن به حقیقت اشاره دارد.
متن از مفاهیم پیچیده و انتزاعی استفاده کرده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۲۵۶۱ - نفس عمارت دل دارد و شکستنش است این
نفس عمارت دل دارد و شکستنش است این
کجاست جوهر آیینه سینه خستنش است این ۱
هزار تفرقه جمع است در طلسم حواست
شکسته بر گل رنگی که دسته بستنش است این ۲
نفس کدام و چه دل ای جنون تخیل هستی
در آتش است سپندی که گرم جستنش است این ۳
به حیرت آینه بشکن نفس به سرمه گره زن
که نقش عافیتی داری و نشستنش است این ۴
عدم شمار وجودت غبارگیر نمودت
جهان شکنجهٔ وهمست و طور رستنش است این ۵
بلندی مژه سامان کن از مراتب همت
به دامنی که تو داری نظر شکستنش است این ۶
نیافت سعی تأمل ز شور معنی بیدل
جز اینکه نغمهٔ ساز ز خود گسستنش است این ۷
کجاست جوهر آیینه سینه خستنش است این ۱
هزار تفرقه جمع است در طلسم حواست
شکسته بر گل رنگی که دسته بستنش است این ۲
نفس کدام و چه دل ای جنون تخیل هستی
در آتش است سپندی که گرم جستنش است این ۳
به حیرت آینه بشکن نفس به سرمه گره زن
که نقش عافیتی داری و نشستنش است این ۴
عدم شمار وجودت غبارگیر نمودت
جهان شکنجهٔ وهمست و طور رستنش است این ۵
بلندی مژه سامان کن از مراتب همت
به دامنی که تو داری نظر شکستنش است این ۶
نیافت سعی تأمل ز شور معنی بیدل
جز اینکه نغمهٔ ساز ز خود گسستنش است این ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶۰ - نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶۲ - فلک چه نقشکشد صرف بند و بست جبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.