خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره آزادی، رنج، عشق و جدایی است. او از مفاهیمی مانند عجز، تسلیم، عبرت و وهم سخن می‌گوید و به دنبال فهم اسرار زندگی است. شاعر با بیان حالات درونی خود، از دوری از معشوق و سردرگمی در هستی می‌نالد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر شکل می‌گیرد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جدایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۰۷ - آزادی آخر بد باخت با من

آزادی آخر بد باخت با من
رنج‌ کمر شد چینهای دامن ۱

مزدور عجز است تسلیم الفت
دل هر چه برداشت ‌گشتم دو تا من ۲

زیر و بم عمر روشن نگردید
کاین شور عبرت او بود یا من ۳

یارب چه پرداخت سحر تعین
خلقی شهید است زین خونبها من ۴

غافل مباشید از فهم اسرار
معنی خیالان یادی‌ست با من ۵

دل بر که بندم رنگ از چه‌ گیرم
از هر دو عالم چون او جدا من ۶

هر جا رسیدم یک نغمه دیدم
یارب کجایی‌ست این جابجا من ۷

خود سنج وهمی با بیش و کم ساز
مفت ترازوست مثقال یا من ۸

دل زین خرابات دیگر چه جوید
زد شیشه بر سنگ آمد صدا من ۹

هنگامهٔ وهم بگذار مگذر
من تا کجا او، او تا کجا من ۱۰

بیدل به خود هیچ طرفی نبستم
در معنی او بود این بیوفا من ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۰۶ - در جنون جوش سویدا تنگ دارد جای من
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰۸ - چون صبح نخندد ز قبایم غم دامن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.