خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند ناامیدی، انتقاد از ریاکاری و ظلم، و تأمل در زندگی و دردهای آن میپردازد. شاعر از بیفایده بودن تلاشهای بیثمر، ریاکاری مذهبی، و ناعادلانه بودن جهان شکایت میکند و به دنبال معنای عمیقتری در زندگی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به مسائل اجتماعی و مذهبی نیاز به درک بالاتری از جهانبینی دارد.
غزل ۲۴۴۵ - جایی که بود پیش بری پیش نبردن
جایی که بود پیش بری پیش نبردن
مفت تو اگر پیش بری بیش نبردن ۱
تا چند توان زیست به افسون رعونت
مکروهتر از سجده به هر کیش نبردن ۲
ای شیخ تو درکشمکشی ورنه بهشتی است
از شانه قیامت به سر ریش نبردن ۳
انبوهی مو نسبت تنزیه ندارد
حکمست به فردوس بز و میش نبردن ۴
برگشتن مژگان بتان قاصد نازیست
ظلم است نویدی به دل ریش نبردن ۵
دردا که دل اگه نشد از لذت دردی
خون میخورم از آبله بر نیش نبردن ۶
ساقی خط ییمانه نیام حوصله تا چند
حیف است به موج میام از خویش نبردن ۷
جز در سخن بیغرضی راست نیاید
بر خلق ستمنامهٔ تشویش نبردن ۸
بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان
سبز است ز آب رخ درویش نبردن ۹
مفت تو اگر پیش بری بیش نبردن ۱
تا چند توان زیست به افسون رعونت
مکروهتر از سجده به هر کیش نبردن ۲
ای شیخ تو درکشمکشی ورنه بهشتی است
از شانه قیامت به سر ریش نبردن ۳
انبوهی مو نسبت تنزیه ندارد
حکمست به فردوس بز و میش نبردن ۴
برگشتن مژگان بتان قاصد نازیست
ظلم است نویدی به دل ریش نبردن ۵
دردا که دل اگه نشد از لذت دردی
خون میخورم از آبله بر نیش نبردن ۶
ساقی خط ییمانه نیام حوصله تا چند
حیف است به موج میام از خویش نبردن ۷
جز در سخن بیغرضی راست نیاید
بر خلق ستمنامهٔ تشویش نبردن ۸
بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان
سبز است ز آب رخ درویش نبردن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴۴ - به خود پیچیدهام نالیدنم نتوان گمان بردن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴۶ - در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.