خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق ناکامی، رنج و ناامیدی است. شاعر از زندگی ناکام، دردهای بیپایان، بیفایده بودن تلاشها و رنجهای روحی سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند سوختن مانند شمع، بیهودگی فرصتهای زندگی، و تحمل دردهای بیپایان برای رسیدن به آرزوهای دستنیافتنی یاد میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همراه با توصیف رنجهای روحی و ناامیدی، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مضامین مانند مرگ و بیهودگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۲۴۴۳ - آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
زین دو دم زندگیی تا به قیامت مردن ۱
داغ یأسمکه بهکیفیت شمع است اینجا
آگهی سوختن و بستن چشم افسردن ۲
فرصت هستی از ایمای تعین خجل است
صرفهٔ نقد شرر نیست مگر نشمردن ۳
پارسایی چقدر شرم فضولی دارد
بال سعی مگس و ناله به عنقا بردن ۴
مشت خاکیمکمینگاه هواییکه مپرس
چه خیالست به پرواز عنان نسپردن ۵
دل تنک حوصله و دشت تعلق همه خار
یا رب این آبله را چند توان آزردن ۶
چه توان کرد به هر بیجگریها بیدل
ناگزیریم ز دندان به جگر افشردن ۷
زین دو دم زندگیی تا به قیامت مردن ۱
داغ یأسمکه بهکیفیت شمع است اینجا
آگهی سوختن و بستن چشم افسردن ۲
فرصت هستی از ایمای تعین خجل است
صرفهٔ نقد شرر نیست مگر نشمردن ۳
پارسایی چقدر شرم فضولی دارد
بال سعی مگس و ناله به عنقا بردن ۴
مشت خاکیمکمینگاه هواییکه مپرس
چه خیالست به پرواز عنان نسپردن ۵
دل تنک حوصله و دشت تعلق همه خار
یا رب این آبله را چند توان آزردن ۶
چه توان کرد به هر بیجگریها بیدل
ناگزیریم ز دندان به جگر افشردن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴۲ - روانی نیست محو جلوه را بیآبگردیدن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴۴ - به خود پیچیدهام نالیدنم نتوان گمان بردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.