خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات، پذیرش شرایط زندگی، و ضرورت زیستن با وجود سختیها میپردازد. شاعر تأکید میکند که باید با وجود مشکلات، آزاد و شاد زندگی کرد و از قید و بندهای دنیوی رها شد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از تعلقات و پذیرش مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۱۹ - زان تغافلگر چرا نا شاد باید زبستن
زان تغافلگر چرا نا شاد باید زبستن
ای فراموشان به ذوق یاد باید زبستن ۱
بلبلان نی الفت دام است اینجا نی قفس
بر مراد خاطر صیاد باید زیستن ۲
من نمیگویم بهکلی ازتعلقها برآ
اندکی زبن درد سر آزاد باید زیستن ۳
خواه در دوزخ وطن کن خواه با فردوس ساز
عافیت هر جا نباشد شاد باید زیستن ۴
چون سپندم عمرها درکسوت افسردگی
بر امید یک تپش فریاد باید زیستن ۵
نیست زین دشوارترجهدیکه ما را با فنا
صلح کار عالم اضداد باید زیستن ۶
زندگی برگردن افتادهست یاران چاره چیست
چند روزی هر چه باداباد باید زیستن ۷
موجگوهر در قناعتگاه قسمت خشک نیست
تردماغ شرم استعداد باید زیستن ۸
هرسرمویت خم تسلیم چندین جانکنی است
با هزاران تیشه یک فرهاد باید زیستن ۹
بیدل این هستی نمیسازد به تشویش نفس
شمع را تاکی به راه باد باید زیستن ۱۰
ای فراموشان به ذوق یاد باید زبستن ۱
بلبلان نی الفت دام است اینجا نی قفس
بر مراد خاطر صیاد باید زیستن ۲
من نمیگویم بهکلی ازتعلقها برآ
اندکی زبن درد سر آزاد باید زیستن ۳
خواه در دوزخ وطن کن خواه با فردوس ساز
عافیت هر جا نباشد شاد باید زیستن ۴
چون سپندم عمرها درکسوت افسردگی
بر امید یک تپش فریاد باید زیستن ۵
نیست زین دشوارترجهدیکه ما را با فنا
صلح کار عالم اضداد باید زیستن ۶
زندگی برگردن افتادهست یاران چاره چیست
چند روزی هر چه باداباد باید زیستن ۷
موجگوهر در قناعتگاه قسمت خشک نیست
تردماغ شرم استعداد باید زیستن ۸
هرسرمویت خم تسلیم چندین جانکنی است
با هزاران تیشه یک فرهاد باید زیستن ۹
بیدل این هستی نمیسازد به تشویش نفس
شمع را تاکی به راه باد باید زیستن ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱۸ - کس چو شمع من نبودهست آشنای سوختن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲۰ - گر به این ساز است دور از وصل جانان زبستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.