خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به بیان حالات روحی و عرفانی شاعر می‌پردازد که در آن از بی‌هویتی، وحدت وجود، عشق، و حیرت در هستی سخن می‌گوید. شاعر خود را در تقابل میان ظاهر و باطن، حقیقت و خیال، و وحدت و کثرت توصیف می‌کند و از ناتوانی در بیان حقایق عمیق وجودی شکوه می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بالایی دارد که معمولاً در سنین پایین قابل درک نیست. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۸۳ - اسمیم بی‌مسمی دیگر چه وانماییم

اسمیم بی‌مسمی دیگر چه وانماییم
در چشمه‌سارتحقیق آبی‌که نیست ماییم ۱

هر چند در نظرها داریم ناز گوهر
یک سر چو سلک شبنم دررشتهٔ هواییم ۲

بر موج و قطره جز نام فرقی نمی‌توان بست
ای غافلان دویی چیست ما هم همین شماییم ۳

فطرت ز شرم اظهار پیشانی‌ام به نم داد
ما غرق صد خیالات زان یک عرق حیاییم ۴

رمز عیان نهان ماند از بی‌تمیزی ما
گردون گره ندارد ما چشم اگر گشاییم ۵

راهی به سعی تمثال وا شد ولی چه حاصل
آیینه نردبان نیست تا ما ز خود برآییم ۶

بنیاد عهد هستی زبن بیشترچه باید
در خورد یک تامل خشت در وفاییم ۷

از بیکسی نشستیم پامال سایهٔ خوبش
غمخوار ما دگرکیست بی‌بال و پر هماییم ۸

بی نسبتی ازبن بزم بیرون نشاند ما را
بر گوشها گرانیم از بسکه تر صداییم ۹

ترک ادب در این باغ چون ابر بی‌حیایی‌ست
پرواز می‌شود آب گر بال می‌گشاییم ۱۰

ای بلبلان دمی چند مفت است شغل اوهام
در بیضه پرفشانی‌ست از آشیان جداییم ۱۱

رنگ نبسته بر ما بیدادکرد ورنه
دست‌که را نگاریم‌، پای که را حناییم ۱۲

گر رنگ‌ گل پرستیم یا جام می به دستیم
اینها جنون عشق است ما بلکه آشناییم ۱۳

با دل اگر بجوشیم بیدل کجا خروشیم
دود همین سپندیم بانگ همین دراییم ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۲ - شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۴ - بیگانه وضعیم یا آشناییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.