خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه از شاعر بیانگر شور و اشتیاق برای وصال معشوق و تجربهی عرفانی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی و عرفانی خود را در قبال معشوق بیان میکند. او از تمنا، انتظار، شادی، و سرور درونی سخن میگوید و از رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به آرامش و وصال سخن میراند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و شاعرانهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۷۵ - صبح تمنا دمید، دل چمنستان کنیم
صبح تمنا دمید، دل چمنستان کنیم
یوسف ما میرسد آینه سامان کنیم ۱
حاصل باغ مراد حوصله خواه وفاست
آنچه نگنجد به جیب تحفهٔ دامان کنیم ۲
ساز طرب دلگشاست نشئه ترنم نماست
مطرب ما تر صداست شیشه غزلخوان کنیم ۳
چشم وفا مشربان این همه بینور چند
منتظر جلوهایم ساز چراغان کنیم ۴
خوان بهار انجمن مایل این گلشن است
صد چمن اثبات ناز برگل و ریحان کنیم ۵
جبههٔ اندیشه را با قدم او سریست
به که درآن نقش پا سیر گریبان کنیم ۶
چشم دو عالم نشاط محو تماشای ماست
دیده به دیدار اگر یک مژه حیران کنیم ۷
قابل این آستان جبهه نداربم حیف
سبزهٔ خاک رهیم سجده به مژگان کنیم ۸
گردن ما تا ابد بستهٔ زنجیر اوست
قمری این گلشنیم طوق چه پنهان کنیم ۹
از لب جانبخش او یک دو نفس دم زنیم
مصر حلاوت شویم قند و گل ارزان کنیم ۱۰
هرزه درای هوس چند توان زیستن
لب به ثنایش دهیم بر نفس احسان کنیم ۱۱
بیدل اگر سبز شد دانه ز فیض سحاب
ما دل افسرده را در قدمش جان کنیم ۱۲
یوسف ما میرسد آینه سامان کنیم ۱
حاصل باغ مراد حوصله خواه وفاست
آنچه نگنجد به جیب تحفهٔ دامان کنیم ۲
ساز طرب دلگشاست نشئه ترنم نماست
مطرب ما تر صداست شیشه غزلخوان کنیم ۳
چشم وفا مشربان این همه بینور چند
منتظر جلوهایم ساز چراغان کنیم ۴
خوان بهار انجمن مایل این گلشن است
صد چمن اثبات ناز برگل و ریحان کنیم ۵
جبههٔ اندیشه را با قدم او سریست
به که درآن نقش پا سیر گریبان کنیم ۶
چشم دو عالم نشاط محو تماشای ماست
دیده به دیدار اگر یک مژه حیران کنیم ۷
قابل این آستان جبهه نداربم حیف
سبزهٔ خاک رهیم سجده به مژگان کنیم ۸
گردن ما تا ابد بستهٔ زنجیر اوست
قمری این گلشنیم طوق چه پنهان کنیم ۹
از لب جانبخش او یک دو نفس دم زنیم
مصر حلاوت شویم قند و گل ارزان کنیم ۱۰
هرزه درای هوس چند توان زیستن
لب به ثنایش دهیم بر نفس احسان کنیم ۱۱
بیدل اگر سبز شد دانه ز فیض سحاب
ما دل افسرده را در قدمش جان کنیم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۴ - در رهت نا رفته از خود هر طرف سر میزنیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۶ - به هر جا رفتهام از خویشتن راه تو میپویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.