خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به موضوعاتی مانند حیرت، عبرت، ناتوانی انسان در برابر تقدیر، وابستگی به دنیای مادی و گذرایی عمر می‌پردازد. شاعر از ناتوانی انسان در برابر سرنوشت و وابستگی به دنیای فانی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عدم، تسلیم، و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره دارد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای تفسیر دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۵۵ - جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم

جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم
عبرت نگهی ‌کاشت ‌که آیینه درودیم ۱

در زیر فلک بال نگه وا نتوان ‌کرد
عمریست ‌که واماندهٔ این حلقهٔ دودیم ۲

فریاد که درکشمکش وهم تعلق
فرسود رگ ساز و جنونی نسرودیم ۳

عبرتکدهٔ دهر غبار هوسی داشت
ما نیز نگه‌واری ازین سرمه ربودیم ۴

پیدایی ما کَون و مکان از عدم آورد
جا نیز نبوده‌ست به جایی‌ که نبودیم ۵

آیینه جز آرایش تمثال چه دارد
صفریست تحیر که بر آن جلوه فزودیم ۶

از شور دل‌گمشده سرکوب جرس شد
دستی ‌که به یاد تو درین مرحله سودیم ۷

از جادهٔ تسلیم گذشتن چه خیال است
چون شمع ز سر تا قدم احرام سجودیم ۸

فرداست‌ که باید ز دو عالم مژه بستن
گر یک دو سه روزی به تماشا نغنودیم ۹

بیدل چه خیالست ز ما سعی اقامت
دیریست چو فرصت به ‌گذشتن همه زودیم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۵۴ - تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۶ - خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.