خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر پارسیگوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ عشق، رنج، آزادی، و جستوجوی معنوی است. شاعر از مفاهیمی مانند شرم، اضطراب، فنا، و عرفان سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند حباب، گل، و آتش، حالات درونی خود را به تصویر میکشد. او از دنیای مادی فاصله گرفته و به دنبال حقیقت و آزادی معنوی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۲۲۵۸ - دیدهای داری چه میپرسی ز جیب و دامنم
دیدهای داری چه میپرسی ز جیب و دامنم
چون حباب از شرم عریانی عرق پیراهنم ۱
رفتهام بر باد تا دم میزنم تایید صبح
آسمان گردی عجب میریزد از پرویزنم ۲
اضطراب شعله در اندیشهٔ خاکستر است
تا نفس باقیست از شوق فنا جان میکنم ۳
همچو گل بهر شکستم آفتی در کار نیست
رنگ هم از شوخی آتش میزند در خرمنم ۴
دورگرد عجزم اما در شهادتگاه شوق
تیغ او نزدیکتر از رگ بود باگردنم ۵
مرکز خط امانم از هجوم اشک خلق
چشم حاسد بود سامان دعای جوشنم ۶
تا قناعت دستگاه خوان توقیر من است
آب چون آیینه افکندهست نان روغنم ۷
صورت آیینهٔ خورشید، خورشید است و بس
برنمیدارد خیال غیر، طبع روشنم ۸
جوهر آزادی بوی گلم پوشیده نیست
از تصنع رنگ نتوان ریخت بر پیراهنم ۹
در دبستان تامل پیش خود شرمنده کرد
معنی موهوم یعنی دل به دنیا بستنم ۱۰
دانهای من در زمین نارسیدن کشتهام
عمرها شد پای خواب آلودهٔ این دامنم ۱۱
بسکه از خود رفتهام بیدل به جستوجوی خویش
هر که بر گمگشتهای نالیده دانستم منم ۱۲
چون حباب از شرم عریانی عرق پیراهنم ۱
رفتهام بر باد تا دم میزنم تایید صبح
آسمان گردی عجب میریزد از پرویزنم ۲
اضطراب شعله در اندیشهٔ خاکستر است
تا نفس باقیست از شوق فنا جان میکنم ۳
همچو گل بهر شکستم آفتی در کار نیست
رنگ هم از شوخی آتش میزند در خرمنم ۴
دورگرد عجزم اما در شهادتگاه شوق
تیغ او نزدیکتر از رگ بود باگردنم ۵
مرکز خط امانم از هجوم اشک خلق
چشم حاسد بود سامان دعای جوشنم ۶
تا قناعت دستگاه خوان توقیر من است
آب چون آیینه افکندهست نان روغنم ۷
صورت آیینهٔ خورشید، خورشید است و بس
برنمیدارد خیال غیر، طبع روشنم ۸
جوهر آزادی بوی گلم پوشیده نیست
از تصنع رنگ نتوان ریخت بر پیراهنم ۹
در دبستان تامل پیش خود شرمنده کرد
معنی موهوم یعنی دل به دنیا بستنم ۱۰
دانهای من در زمین نارسیدن کشتهام
عمرها شد پای خواب آلودهٔ این دامنم ۱۱
بسکه از خود رفتهام بیدل به جستوجوی خویش
هر که بر گمگشتهای نالیده دانستم منم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۵۷ - در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵۹ - شرار کاغذ فرصت کمینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.