خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از رنج‌ها و ناامیدی‌های خود می‌گوید، احساس تنهایی و بی‌پناهی دارد و از دنیای اطرافش ناراضی است. او از دردها و تلاش‌های بی‌ثمر خود سخن می‌گوید و به قناعت و عافیت به عنوان راه نجات اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به بی‌ثباتی زندگی و ناامیدی از رسیدن به آرزوها اعتراف می‌کند.

متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، بیان احساسات غمگینانه و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۱۱ - به عرض جوهر طاقت درین محیط خموشم

به عرض جوهر طاقت درین محیط خموشم
که من ز بار نفس چون حباب آبله دوشم ۱

سپند مجمر یأسم نداشت سرمهٔ دیگر
تپید ناله به‌ کیفیتی‌ که‌ کرد خموشم ۲

ز بس به درد تپیدن‌ گداختم همه اعضا
توان شنید چو موج ازشکست رنگ خروشم ۳

چه ممکنست‌ کسی پی برد به شوخی حالم
نشانده است تحیر به آب آینه جوشم ۴

خوشم به حاصل تردامنی چو اشگ ندامت
نه ‌گوهرم‌ که شوم خشک و آبرو بفروشم ۵

ز آفتاب‌ کشم ناز خلعت زرین
گلیم بخت سیه بس بود چو سایه به دوشم ۶

نوید عافیتی دارم از جهان قناعت
صدای‌ بی‌نفس موج‌ گوهر است سروشم ۷

تغافلست ز عالم لباس عافیت من
حباب‌وار ندانم به غیر چشم چه پوشم ۸

چمن طرازی ناز است سیر بیخودی امشب
صدای پای که دارد غبار رفتن هوشم ۹

شرار نیم نگه فرصت نمود ندارد
در انتظار که باشم به آرزوی چه‌ کوشم ۱۰

درین چمن به چه‌ گل آشنا شوم من بیدل
مگر چو لاله دو روزی به داغ یأس بجوشم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۰ - تیغ آهی بر صف اندوه امکان می‌کشم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۲ - جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.