خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر جهان سخن میگوید. او احساس پیری و فرسودگی دارد و خود را درگیر خیالات و تصورات میبیند. عشق و محبت را سیاهبخت میداند و از رنجهای زندگی شکایت میکند. او احساس میکند که مانند خاکستر بیارزش است و از نگاه دیگران هراس دارد. در نهایت، خود را قربانی روزگار میداند و از دست دادن کنترل بر زندگی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده، و بیان احساسات غمانگیز و ناامیدی نیاز به درک و تجربهی بالاتری دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر یافت میشود.
غزل ۲۱۷۹ - ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
چو صبح تا نفس از دل به لب رسد پیرم ۱
هنوز جلوهٔ من در فضای بیرنگیست
خیالم و به نگه کردهاند زنجیرم ۲
کسی به هستی موهوم من چه پردازد
که همچو خواب فراموش ننگ تعبیرم ۳
ز فرق تا به قدم حیرتم نمیدانم
گشودهاند به رویکه چشم تصویرم ۴
چو اخگرم بهگره نیست غیر خاکستر
تبم اگر شکند سر به سر تباشیرم ۵
چه نغمه داشت نی تیر او که در طلبش
چو رنگ میرود از خویش خون نخجیرم ۶
سیاهبخت محبت بهارها دارد
به هند نازفروش سوادکشمیرم ۷
نگاه دیدهٔ آهوست وحشتی که مراست
به روز هم نتوان کرد قطع شبگیرم ۸
چو جاده رنگ بنای مرا شکستی نیست
به خشت نقش قدمکردهاند تعمیرم ۹
مپرس ز آتش شوق که داغم ای ناصح
که چون سپند مبادا به ناله درگیرم ۱۰
من آن ستمزده طفلمکه مادر ایام
به جام دیدهٔ قربانی افکند شیرم ۱۱
چنان به ضعف عنان رفته ازکفم بیدل
که من ز خویش روم گر کشند تصویرم ۱۲
چو صبح تا نفس از دل به لب رسد پیرم ۱
هنوز جلوهٔ من در فضای بیرنگیست
خیالم و به نگه کردهاند زنجیرم ۲
کسی به هستی موهوم من چه پردازد
که همچو خواب فراموش ننگ تعبیرم ۳
ز فرق تا به قدم حیرتم نمیدانم
گشودهاند به رویکه چشم تصویرم ۴
چو اخگرم بهگره نیست غیر خاکستر
تبم اگر شکند سر به سر تباشیرم ۵
چه نغمه داشت نی تیر او که در طلبش
چو رنگ میرود از خویش خون نخجیرم ۶
سیاهبخت محبت بهارها دارد
به هند نازفروش سوادکشمیرم ۷
نگاه دیدهٔ آهوست وحشتی که مراست
به روز هم نتوان کرد قطع شبگیرم ۸
چو جاده رنگ بنای مرا شکستی نیست
به خشت نقش قدمکردهاند تعمیرم ۹
مپرس ز آتش شوق که داغم ای ناصح
که چون سپند مبادا به ناله درگیرم ۱۰
من آن ستمزده طفلمکه مادر ایام
به جام دیدهٔ قربانی افکند شیرم ۱۱
چنان به ضعف عنان رفته ازکفم بیدل
که من ز خویش روم گر کشند تصویرم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۸ - چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸۰ - نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.