خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از حسرت، شوق دیدار، ضعف و ناتوانی، و دردهای درونی است. شاعر از عجز خود در رسیدن به آرزوها، رنجهای روحی، و ناتوانی در مواجهه با مشکلات سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند وفا، جنون، و هنر وجود دارد که نشان‌دهنده تنوع موضوعی شعر است.

متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جنون و دردهای روحی ممکن است برای سنین پایین سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۴۲ - ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم

ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
چکد آیینه‌ها بر خاک اگر مژگان بیفشارم ۱

تغافل زبن شبستان نیست بی‌عبرت چراغانی
مژه خوابیدنی دارد به چندین چشم بیدارم ۲

بنای نقش پایم در زمین نارساییها
به دوش سایه هم نتوان رساندن دست دیوارم ۳

غبار عالم کثرت نفس دزدیدنی دارد
وگرنه همچو بو از اختلاط رنگ بیزارم ۴

زبان حالم از انصاف عذر ناله می‌خواهد
گران جانتر ز چندین‌کوهم و دل می‌کشد بارم ۵

ضعیفی شوخی نشو و نمایم برنمی‌دارد
مگر از روی بستر ناله خیزد جای بیمارم ۶

چو خاشاکم نگاهی در رگ خواب آشیان دارد
خدایا آتشین رویی‌کند یک چشم بیدارم ۷

مگر آهی‌کندگل تا به پرواز آیدم رنگی
که چون شمع از ضعیفی رنگ دزدیده‌ست منقارم ۸

وفا سر رشته‌اش صد عقد الفت درکمین دارد
ز بس درهم‌گسستم سبحه پیداکرد زنارم ۹

جنون صبحم از آشفتگیهایم مشو غافل
جهانی را ز سر وا می‌توان‌کردن به دستارم ۱۰

ز شرم عیب خود چشم از هنر برداشتم بیدل
به درد خار پا داغست چون طاووس‌ گلزارم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۴۱ - دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۴۳ - زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.