خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از رنج، حسرت، ناامیدی و تنهایی است. شاعر از مرگ زودهنگام، بی‌عدالتی‌های زندگی، و بی‌پناهی خود سخن می‌گوید. او از نبود عشق و همراهی، تلاش‌های بی‌ثمر و ناتوانی در شناخت خود رنج می‌برد. تصاویری مانند 'بی‌آتشی سوخت در پنبه‌زار' و 'بخت سیه کرد شب‌زنده‌دارم' نشان‌دهندهٔ یأس و اندوه عمیق اوست.

این شعر حاوی مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، لحن سنگین و مفاهیم پیچیدهٔ آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است نامفهوم یا دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۳۸ - بیکس شهیدم خون هم ندارم

بیکس شهیدم خون هم ندارم
دیگر که ریزد گل بر مزارم ۱

حسرت‌کش مرگ مردم به پیری
بی آتشی سوخت در پنبه‌زارم ۲

سنگی‌ که زد یأس بر شیشهٔ من
رطل‌ گران بود بهر خمارم ۳

افسون اقبال خوابی گران داشت
بخت سیه ‌کرد شب زنده دارم ۴

بی ‌مطلبی نیست‌ تشویش هستی
چون دوش مزدور ممنون بارم ۵

باید به خون خفت تا خاک‌ گشتن
عمریست با خویش افتاده کارم ۶

تمثال تحقیق دارد تأمل
آیینه خشکست دل می‌فشارم ۷

ای ‌کلک نقاش مژگان به خون زن
از من کشیدند تصویر یارم ۸

صحرانشین‌اند آواره‌گردان
بی دامنی نیست سعی غبارم ۹

رنگی نبستم از خودشناسی
آیینه عنقاست یا من ندارم ۱۰

سر می‌کشد از من وهم هستی
خاری ندارم کز پا برآرم ۱۱

بیدل ندانم در کشت الفت
جز دل چه ‌کارم تا بر ندارم ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۳۷ - به هوس چون پر طاووس چمنها دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳۹ - جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.