خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به تشویق به شجاعت، پرهیز از غم و نگرانی، و تاکید بر ارزشهای انسانی مانند عزت نفس و وفاداری میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند قوت، صرفهجویی، و عشق به یار سخن میگوید و از مخاطب میخواهد که با اعتماد به نفس و شهامت زندگی کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند صرفهجویی و عزت نفس نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۷۹۵ - هین دف بزن، هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
هین دَف بِزَن، هین کَف بِزَن کِاقْبال خواهی یافتن
مَردانه باش و غَم مَخور، ای غمگُسارِ مَرد و زن ۱
قُوَّت بِدِه، قُوَّت سِتان، ای خواجهٔ بازارگان
صَرفه مَکُن، صَرفه مَکُن در سودِ مَطْلَقْ گامْ زن ۲
گَر آبِرو کمتر شود، صد آبِرو مُحْکَم شود
جانْ زنده گردد، وارَهَد، از نَنگِ گور و گورکَن ۳
امروزْ سَرمَست آمدی، ناموسْ را بَرهَم زدی
هین شُعله زن ای شَمعِ جان ای فارغ از نَنگِ لَگَن ۴
دَرسوختم این دَلْق را، رَدّ و قَبولِ خَلقْ را
گو سرد شو این بوالْعَلا، گو خشمگیر آن بوالْحَسَن ۵
گَر تو مُقامِرزادهیی، در صَرفه چون افتادهیی
صَرفهگَری رُسوا بُوَد، خاصه که با خوبِ خُتَن ۶
صد جانْ فِدایِ یارِ من، او تاجِ منْ دَستارِ من
جَنَّت زِ من غَیرت بَرَد گَر دَررَوَم در گولْخَن ۷
آن گولْخَنْ گُلْشَن شود، خاکستَرْش سوسَن شود
چون خُلقِ یارِ من شود، کانْ مینگُنجَد در دَهَن ۸
فَرمانِ یارِ خود کُنم، خاموش باشم تَن زَنَم
من چون رَسَنبازی کُنم، اَنْدَر هوایِ آن رَسَن ۹
مَردانه باش و غَم مَخور، ای غمگُسارِ مَرد و زن ۱
قُوَّت بِدِه، قُوَّت سِتان، ای خواجهٔ بازارگان
صَرفه مَکُن، صَرفه مَکُن در سودِ مَطْلَقْ گامْ زن ۲
گَر آبِرو کمتر شود، صد آبِرو مُحْکَم شود
جانْ زنده گردد، وارَهَد، از نَنگِ گور و گورکَن ۳
امروزْ سَرمَست آمدی، ناموسْ را بَرهَم زدی
هین شُعله زن ای شَمعِ جان ای فارغ از نَنگِ لَگَن ۴
دَرسوختم این دَلْق را، رَدّ و قَبولِ خَلقْ را
گو سرد شو این بوالْعَلا، گو خشمگیر آن بوالْحَسَن ۵
گَر تو مُقامِرزادهیی، در صَرفه چون افتادهیی
صَرفهگَری رُسوا بُوَد، خاصه که با خوبِ خُتَن ۶
صد جانْ فِدایِ یارِ من، او تاجِ منْ دَستارِ من
جَنَّت زِ من غَیرت بَرَد گَر دَررَوَم در گولْخَن ۷
آن گولْخَنْ گُلْشَن شود، خاکستَرْش سوسَن شود
چون خُلقِ یارِ من شود، کانْ مینگُنجَد در دَهَن ۸
فَرمانِ یارِ خود کُنم، خاموش باشم تَن زَنَم
من چون رَسَنبازی کُنم، اَنْدَر هوایِ آن رَسَن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۴ - ای باغبان ای باغبان آمد خزان، آمد خزان
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۶ - دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.