این متن شعری عرفانی و معنوی است که از تشبیهات و استعارات زیبا برای بیان مفاهیم عمیق عشق الهی، رهایی از ترس و امید، و رسیدن به وحدت با خدا استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند باغ روحانی، نور سبحانی، و عید قربانی برای توصیف حالات معنوی خود بهره میبرد. همچنین، در این شعر به مفاهیمی مانند مستی معنوی، رهایی از قید و بندهای دنیوی، و رسیدن به حقیقت وجود اشاره شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از استعارات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۱۷۹۲ - این کیست این؟ این کیست این؟ این یوسف ثانی است این؟
خِضْر است و اِلْیاس این مَگَر؟ یا آبِ حیوانیست این؟ ۱
این باغِ روحانیست این، یا بَزم یَزدانیست این
سُرمهیْ سپاهانیست این، یا نورِ سُبحانیست این ۲
آن جانِ جانْ اَفْزاست این، یا جَنَّةُ الْمَاواست این
ساقیِّ خوب ماست این، یا بادهٔ جانیست این ۳
تَنگِ شِکَر را مانَد این، سودایِ سَر را مانَد این
آن سیمبَر را مانَد این، شادیّ و آسانیست این ۴
امروزْ مَستیم ای پدر توبه شِکَستیم ای پدر
از قَحْط رَسْتیم ای پدر امسالِ ارزانیست این ۵
ای مُطربِ داوودْدَمْ آتش بِزَن در رَخْتِ غَم
بَردار بانگِ زیر و بَم، کین وَقتِ سَرخوانیست این ۶
مَست و پَریشانِ تواَم، موقوفِ فَرمانِ تواَم
اِسْحاقِ قُربانِ تواَم، این عیدِ قُربانیست این ۷
رَستیم از خوف و رَجا، عشقْ از کجا، شَرْم از کجا
ای خاک بر شَرم و حَیا، هنگامِ پیشانیست این ۸
گُلهایِ سرخُ و زَرد بین، آشوب و بَردابَرد بین
در قَعْرِ دریا گَرد بین، موسیِّ عِمْرانیست این ۹
هر جسم را جان میکُند، جان را خُدادان میکُند
داوَر سُلَیمان میکُند، یا حُکْمِ دیوانیست این ۱۰
ای عشقْ قُلْماشیت، گو، از عیش و خوش باشیت گو
کَس مینَدانَد حَرفِ تو، گویی که سُریانیست این ۱۱
خورشیدِ رَخشان میرَسَد، مَست و خُرامان میرَسَد
با گوی و چوگان میرَسَد، سُلطانِ میدانیست این ۱۲
هر جا یکی گویی بُوَد، در حُکمْ چوگان میدَوَد
چون گویْ شو بیدست و پا، هنگامِ وَحْدانیست این ۱۳
گویی شَوی بیدست و پا، چوگانِ او پایَت شود
در پیشِ سُلطان میدَوی، کین سیرِ رَبّانیست این ۱۴
آن آبْ بازآمد به جو، بر سنگ زن اکنون سَبو
سَجده کُن و چیزی مگو، کین بَزمِ سُلطانیست این ۱۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.