خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این شعر از احساس نرسیدن به آرزوها و عشق سخن می‌گوید. او از ناز و نیاز، انتظار، سوختن در فراق، و تلاش بی‌ثمر برای رسیدن به مقصود می‌سراید. همچنین، به مفاهیمی مانند حقیقت، مجاز، و عبرت‌گیری از زندگی اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۹۰ - نه تعین نه ناز می‌رسدم

نه تعین نه ناز می‌رسدم
تا جبین یک نیاز می‌رسدم ۱

ناز اقبال نارسایی ها
تا به زلف ایاز می‌رسدم ۲

تا ز خاکسترم اثر پیداست
سوختن بی تو باز می‌رسدم ۳

تا شوم قابل نم اشکی
دیده تا دل گداز می‌رسدم ۴

مژدهٔ وصل و بخت من هیهات
این نوا از چه ساز می‌رسدم ۵

نشئهٔ انتظار یعقوبم
ساغر از چشم باز می‌رسدم ۶

وارث عبرتم علاجی نیست
از جهان احتراز می‌رسدم ۷

سوی دنیا نبرده‌ام دستی
گرکنم پا دراز می‌رسدم ۸

گر همین نفی خویش اثباتست
رنگ نا رفته باز می‌رسدم ۹

سعی اشکم‌ که دیده تا مژگان
صد نشیب و فراز می‌رسدم ۱۰

گر رموز حقیقتم این است
هرکجایم مجاز می‌رسدم ۱۱

نرسیدم به هیچ جا بید‌ل
تا کجا امتیاز می‌رسدم ۱۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۴۴۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۸۹ - امشب ان مست ناز می‌رسدم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹۱ - آرزویی در گره بستم دُرّی یکتا شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.