خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از آرزوها، دردها و ناکامیهای خود سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، تلاشهای بیثمر، و حسرتهایش مینالد. همچنین به مفاهیمی مانند رهایی، هنر، و جستجوی معنا در زندگی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این متن更适合 افرادی که دارای تجربههای زندگی و درک ادبی بیشتری هستند.
غزل ۲۰۷۳ - گر چراغ ازنفس سوخته بر میکردم
گر چراغ ازنفس سوخته بر میکردم
شب هنگامهٔ تشویش سحر میکردم ۱
آرزو در غم نامحرمی فرصت سوخت
کاشکی سیرگریبان شرر میکردم ۲
گرد اوهام رهایی نشکستم هیهات
تا قفس را نفسی بالش پر میکردم ۳
یاد آن دولت بیدارکه در خواب عدم
چشمنگشوده بر آنجلوه نظر میکردم ۴
زان تبسمکه حیا زیر لبش پنهان داشت
چه شناهاکه نه در موجگهر میکردم ۵
آه بیدردی فرصت نپسندید از من
آن قدر جهد که خونی به جگر میکردم ۶
فطرت از جوهر تنزیهکه در طبع من است
آب میشد اگر اظهار هنر میکردم ۷
این بناییکه جهان خمزدهٔ پستی اوست
نردبان داشت اگر زبر و زبر میکردم ۸
امشبم نالهٔ دل اشک فشان پر میزد
چقدر حل معمای شرر میکردم ۹
قدم سعی به جایی نرساندم بیدل
کاش چشمی به نمی آبله تر میکردم ۱۰
شب هنگامهٔ تشویش سحر میکردم ۱
آرزو در غم نامحرمی فرصت سوخت
کاشکی سیرگریبان شرر میکردم ۲
گرد اوهام رهایی نشکستم هیهات
تا قفس را نفسی بالش پر میکردم ۳
یاد آن دولت بیدارکه در خواب عدم
چشمنگشوده بر آنجلوه نظر میکردم ۴
زان تبسمکه حیا زیر لبش پنهان داشت
چه شناهاکه نه در موجگهر میکردم ۵
آه بیدردی فرصت نپسندید از من
آن قدر جهد که خونی به جگر میکردم ۶
فطرت از جوهر تنزیهکه در طبع من است
آب میشد اگر اظهار هنر میکردم ۷
این بناییکه جهان خمزدهٔ پستی اوست
نردبان داشت اگر زبر و زبر میکردم ۸
امشبم نالهٔ دل اشک فشان پر میزد
چقدر حل معمای شرر میکردم ۹
قدم سعی به جایی نرساندم بیدل
کاش چشمی به نمی آبله تر میکردم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷۲ - از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷۴ - تو میرفتی و من ساز قیامت باز میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.