خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر پارسیگوی، بیانگر حالات روحی و عرفانی شاعر است. او از رنجها، ناامیدیها و تلاشهای خود سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فنا در عشق، استقامت در برابر مشکلات، و ناامیدی از دنیا میپردازد. شاعر از تشبیهات زیبا مانند شمع و شعله، آب و آتش استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۰۴۱ - چون شمع میروم ز خود و شعله قامتم
چون شمع میروم ز خود و شعله قامتم
گرد ره خرام که دارم، قیامتم ۱
آن نالهام که گر همه خاکم دهی به باد
کهسار میخورد قسم استقامتم ۲
تسلیم خوی از غم آفات رستن است
افکنده نیستی به جهان سلامتم ۳
مینا طبیعتم حذر از انفعال من
هرگاه آب میشوم آتش علامتم ۴
از قحط امتیاز معانی درین بساط
تحسینم این بس است که ننگ غرامتم ۵
یک دانهوار آبلهٔ دل نکرد نرم
دست آسیای سودن دست ندامتم ۶
کو وحشتی که بگذرم از دامگاه وهم
تشویش رفتن است به قدر اقامتم ۷
عمریست نام من به جنون دارد اشتهار
داغ نگین تراشی سنگ ملامتم ۸
بیدل ز حالم اینکه نفس گرد میکند
کم نیست در قلمرو هستیکرامتم ۹
گرد ره خرام که دارم، قیامتم ۱
آن نالهام که گر همه خاکم دهی به باد
کهسار میخورد قسم استقامتم ۲
تسلیم خوی از غم آفات رستن است
افکنده نیستی به جهان سلامتم ۳
مینا طبیعتم حذر از انفعال من
هرگاه آب میشوم آتش علامتم ۴
از قحط امتیاز معانی درین بساط
تحسینم این بس است که ننگ غرامتم ۵
یک دانهوار آبلهٔ دل نکرد نرم
دست آسیای سودن دست ندامتم ۶
کو وحشتی که بگذرم از دامگاه وهم
تشویش رفتن است به قدر اقامتم ۷
عمریست نام من به جنون دارد اشتهار
داغ نگین تراشی سنگ ملامتم ۸
بیدل ز حالم اینکه نفس گرد میکند
کم نیست در قلمرو هستیکرامتم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۴۰ - شب از رویت سخنهایی بهار اندوده میگفتم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴۲ - چنینکز گردش چشم تو میآید به جان انجم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.