این شعر از بیدل دهلوی، با تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، به توصیف طبیعت و گلها میپردازد. شاعر از زیباییهای باغ و گلها سخن میگوید و احساسات خود را با استفاده از عناصر طبیعی مانند گل، چمن، خار و باد بیان میکند. همچنین، شعر حاوی مضامین عرفانی و فلسفی دربارهٔ زندگی، گذرا بودن زیباییها و رنجهای انسان است.
این شعر به دلیل استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عمیق عرفانی و فلسفی، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر وجود دارد.
غزل ۱۹۴۶ - اگر آن نازنین رود به تماشای رنگگل
چمن از شرم عارضش ندهد گل به چنگگل ۱
به خرامیکهگلکند ز نهال جنونگلش
الم خار میکشد قدم عذر لنگگل ۲
می مینای این چمن ز شکست است موجزن
پی بوگیر و درشکن به خیال ترنگگل ۳
ز نشاط عرق ثمر بهگلاب آب ده نظر
مگشای بالت آنقدر که کشند غنچه بنگگل ۴
نه به رنگ الفت بقا، نه ز بوی جلوه پرگشا
مگر این نقد پوچ را تو بسنجی به سنگگل ۵
طرب باغ رنگ اگر زند ازخندهگل به سر
تو هم این زخم تازهکن دو سه روزی به رنگگل ۶
به چنین وضع ناتوان نستیزی به این وآن
نبرد صرفهای حیا به خس و خار چنگگل ۷
سحرجام فرصتم رمق شمع وحشتم
نفسی چند میکشم به شتاب درنگگل ۸
من بیدل درین چمن ز چه تشریف بشکفم
به فشار است رنگ هم زقباهای تنگگل ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.