خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ فارسیزبان، به موضوعاتی مانند عشق، فراق، وصال، رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از درد دوری و انتظار برای وصال سخن میگوید و گاهی به ناامیدی و یأس نیز اشاره میکند. در عین حال، او از امید به وصل و آرزوی بهار عشق نیز صحبت میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و یأس نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۹۲۷ - از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
آخرکنارکرد ز ننگ کنار وصل ۱
چشمی به خود گشودهام و رفتهام ز خویش
ممنون فرصتم به یک آغوش وار وصل ۲
قاصد نوید وعدهٔ دلدار میدهد
ای آرزو بهار شو ای انتظار وصل ۳
رنج دویی نبرد ز ما سعی اتحاد
مردیم در فراق و نیامد به کار وصل ۴
مژگان صفت موافقت خلق حیرتست
اینجا به خواب نیز غنیمت شمار وصل ۵
جز فکر عیش باعث اندوه هیچ نیست
هجران کجاست تا نکند خارخار وصل ۶
انجام سور بدتر از آغاز ماتم است
ای قدردان امن مکن اختیار وصل ۷
چندین مراد جام تمنا به سنگ زد
یک شیشه گو به طاق تغافل گذار وصل ۸
با نام محض صلح کن از ربط دوستان
واو است و صاد و لام درین روزگار وصل ۹
خلق از گزند یکدگر ایمن نمیزیند
باور مدار این همه در مور و مار وصل ۱۰
بیدل به زور راست نیاید موافقت
عضو بریده راست بریدن دوبار وصل ۱۱
آخرکنارکرد ز ننگ کنار وصل ۱
چشمی به خود گشودهام و رفتهام ز خویش
ممنون فرصتم به یک آغوش وار وصل ۲
قاصد نوید وعدهٔ دلدار میدهد
ای آرزو بهار شو ای انتظار وصل ۳
رنج دویی نبرد ز ما سعی اتحاد
مردیم در فراق و نیامد به کار وصل ۴
مژگان صفت موافقت خلق حیرتست
اینجا به خواب نیز غنیمت شمار وصل ۵
جز فکر عیش باعث اندوه هیچ نیست
هجران کجاست تا نکند خارخار وصل ۶
انجام سور بدتر از آغاز ماتم است
ای قدردان امن مکن اختیار وصل ۷
چندین مراد جام تمنا به سنگ زد
یک شیشه گو به طاق تغافل گذار وصل ۸
با نام محض صلح کن از ربط دوستان
واو است و صاد و لام درین روزگار وصل ۹
خلق از گزند یکدگر ایمن نمیزیند
باور مدار این همه در مور و مار وصل ۱۰
بیدل به زور راست نیاید موافقت
عضو بریده راست بریدن دوبار وصل ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲۶ - به پیری گشته حاصل از برای من فراغ دل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲۸ - چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.