خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که به سوی معشوق بازگشته است، زیرا غم و اندوه معشوق خانه دل او را ویران کرده و او را به سوی خود کشانده است. او از عشق و سودای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه نالههای معشوق در جان او رسوخ کرده و او را به سوی خود فراخوانده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۷۴ - ما به تماشای تو بازآمدیم
ما به تماشایِ تو بازآمدیم
جانِبِ دریایِ تو بازآمدیم ۱
سیلِ غَمَت خانهٔ دل را بِبُرد
زود به صَحرایِ تو بازآمدیم ۲
چون سَرِ ما مَطْبَخِ سودایِ توست
بر سَرِ سودایِ تو بازآمدیم ۳
از سَرِ چَهْ صد رَسَن انداختی
تا سویِ بالایِ تو بازآمدیم ۴
نالهٔ سُرنایِ تو در جان رَسید
در پِیِ سُرنایِ تو بازآمدیم ۵
جانِبِ دریایِ تو بازآمدیم ۱
سیلِ غَمَت خانهٔ دل را بِبُرد
زود به صَحرایِ تو بازآمدیم ۲
چون سَرِ ما مَطْبَخِ سودایِ توست
بر سَرِ سودایِ تو بازآمدیم ۳
از سَرِ چَهْ صد رَسَن انداختی
تا سویِ بالایِ تو بازآمدیم ۴
نالهٔ سُرنایِ تو در جان رَسید
در پِیِ سُرنایِ تو بازآمدیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷۳ - بار دگر جانب یار آمدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷۵ - گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.