خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از احساسات عمیق و عواطف انسانی مانند شرم، حیا، نیاز، وفا، و انتظار سخن می‌گوید. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات خود به دلیل حیا و شرم سخن می‌گوید و از تأثیرات این احساسات بر زندگی و روابط خود می‌نویسد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۹۰ - رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرق

رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرق
که دل از تپش نگدازد و نگه از حیا نکند عرق ۱

به نیاز تحفهٔ یکدلی سبقی نبرده‌ام از وفا
که ز گرمجوشی خون من به‌ کف حیا نکند عرق ۲

به لبم ز حاجت ناروا گرهی‌ست نم زدهٔ حیا
سررشتهٔ‌گله واکنم اگر آشنا نکند عرق ۳

به غبار رنگ و هوای ‌گل نگه ستمزده اشک شد
کسی اینقدرکه پس هوس بدود چرا نکند عرق ۴

تب و تاب هستی منفعل سرشمع بسته به دوش من
نگشاید از دم تیغ هم‌ گرهی‌ که وا نکند عرق ۵

الم تردد سرنگون ز تری چسان بردم برون
چو قدم نمی‌سپرم رهی‌که نشان پا نکند عرق ۶

چو سحاب معبد آرزو دهدم نوید چه آبرو
اگر از بلندی دست من اثر دعا نکند عرق ۷

چقدر زکوشش ناتوان دهد انتظار خجالتم
که به خاک هم نرسم چو اشک اگرم وفا نکند عرق ۸

به نفس رسیده‌ای از عدم چو سحر به جبههٔ شبنمی
خجلست زندگی از کسی‌ که درین هوا نکند عرق ۹

ز نیاز بیدل و ناز او ندمد تفاوت ما و تو
اگر از طبیعت منفعل ز خودم جدا نکند عرق ۱۰
وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۴۳۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۸۹ - گاه به رنگ مایلی‌ گاه به بوی بی ‌نسق
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۱ - غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.