خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند اختلاف، نفاق، و بازیهای ذهنی در روابط انسانی میپردازد. شاعر از بیوفایی یاران، تظاهر و ریا در روابط، و دشواریهای زندگی بییار سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گذر زمان و بیثباتی شرایط دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی موجود در شعر برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات غیرمستقیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۸۸۰ - تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف ۱
هم صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند
تا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف ۲
یاران اگر لبی به تامل رساندهاند
خمیازه خورده است گره درکمین لاف ۳
لطف معانی از لب هذیان نوا مخواه
چون پاس آبرو ز دم تیغ بی غلاف ۴
پیوندها به روی گسستن گشودهاند
گو وهم، تار و پود خیالات ننگ باف ۵
چون مو سپید شد سر دعوا به خاک دزد
این برف پنبهایست اشارتگر لحاف ۶
دیدی هزار رنگ و نشد رمزی آشکار
ای صاحب دماغ نهای شخص موشکاف ۷
آخر همه به نشئهٔ تحقیق میرسیم
پیداست تا دماغ پس و پیش و دردو صاف ۸
بییار زیستن ز تو بیدل قیامت است
جرمی نکردهای که توان کردنت معاف ۹
در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف ۱
هم صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند
تا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف ۲
یاران اگر لبی به تامل رساندهاند
خمیازه خورده است گره درکمین لاف ۳
لطف معانی از لب هذیان نوا مخواه
چون پاس آبرو ز دم تیغ بی غلاف ۴
پیوندها به روی گسستن گشودهاند
گو وهم، تار و پود خیالات ننگ باف ۵
چون مو سپید شد سر دعوا به خاک دزد
این برف پنبهایست اشارتگر لحاف ۶
دیدی هزار رنگ و نشد رمزی آشکار
ای صاحب دماغ نهای شخص موشکاف ۷
آخر همه به نشئهٔ تحقیق میرسیم
پیداست تا دماغ پس و پیش و دردو صاف ۸
بییار زیستن ز تو بیدل قیامت است
جرمی نکردهای که توان کردنت معاف ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۹ - ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۱ - رستن چه ممکنست زقید جهان لاف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.