خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند نیاز به فیض الهی، صبر در برابر سختیها، دوری از غرور و تکبر، و اهمیت عشق و فقر معنوی میپردازد. شاعر تأکید میکند که تنها با فروتنی و درک نیاز میتوان به فیض الهی دست یافت و زندگی بدون این فیض، پوچ و بیمعناست.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. درک این متن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۸۴۶ - ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض
ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض
بی چاک سینه نیست چو صبح آشنای فیض ۱
ای دانه کلفت ندمیدن غنیمت است
رسوا مشو به علت نشو و نمای فیض ۲
تنها نه رسم جود و کرم در جهان نماند
توفیق نیز رفت ز مردم قفای فیض ۳
همت چه ممکن است کشد ننگ انتظار
مردن از آن به است که باشی گدای فیض ۴
صاحبدلی زگرد ره فقر سر متاب
خاکستر است آینه را توتیای فیض ۵
غافل مشو ز ناله که در گلشن نیاز
میبالد این نهال به آب و هوای فیض ۶
دل را عبث به کلفت اوهام خون مکن
تا زندگی است نیست جهان بیصلای فیض ۷
پستی دلیل عافیت عجز ما بس است
افتادگی است نقش قدم را عصای فیض ۸
بر بوی صبح دست ز دامان شب مدار
فیض است کلفتی که کند اقتضای فیض ۹
ای شمع صبح می دهد از خویش رفتنی
بر اشک و آه چند گدازی بنای فیض ۱۰
حسن از سواد الفت حیرت نمیرود
لغزیده است در دل آیینه پای فیض ۱۱
صبح از نفس پری به تکلف فشاند و رفت
یعنی درین ستمکده تنگست جای فیض ۱۲
بیدل ز تشنه کامی حرص تو دور نیست
گر بارد از سپهر فلاکت به جای فیض ۱۳
بی چاک سینه نیست چو صبح آشنای فیض ۱
ای دانه کلفت ندمیدن غنیمت است
رسوا مشو به علت نشو و نمای فیض ۲
تنها نه رسم جود و کرم در جهان نماند
توفیق نیز رفت ز مردم قفای فیض ۳
همت چه ممکن است کشد ننگ انتظار
مردن از آن به است که باشی گدای فیض ۴
صاحبدلی زگرد ره فقر سر متاب
خاکستر است آینه را توتیای فیض ۵
غافل مشو ز ناله که در گلشن نیاز
میبالد این نهال به آب و هوای فیض ۶
دل را عبث به کلفت اوهام خون مکن
تا زندگی است نیست جهان بیصلای فیض ۷
پستی دلیل عافیت عجز ما بس است
افتادگی است نقش قدم را عصای فیض ۸
بر بوی صبح دست ز دامان شب مدار
فیض است کلفتی که کند اقتضای فیض ۹
ای شمع صبح می دهد از خویش رفتنی
بر اشک و آه چند گدازی بنای فیض ۱۰
حسن از سواد الفت حیرت نمیرود
لغزیده است در دل آیینه پای فیض ۱۱
صبح از نفس پری به تکلف فشاند و رفت
یعنی درین ستمکده تنگست جای فیض ۱۲
بیدل ز تشنه کامی حرص تو دور نیست
گر بارد از سپهر فلاکت به جای فیض ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۵ - مباد دامن کس گیرم از فسون غرض
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴۷ - خلقی است شمعوار در این قحط جای فیض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.