خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که به بیان حالات روحی و معنوی شاعر می‌پردازد. شاعر خود را مرغی می‌داند که در حال خواندن رازهایی است و گاه گنج و گاه ویران است. او از گردش چرخ و مهمان بودن در این دنیا سخن می‌گوید و خود را در ظاهر گدا ولی در حقیقت سلطان می‌داند. شاعر به آینده امیدوار است و معتقد است که در نهایت به مقام شاهی خواهد رسید. او از شمس تبریز یاد می‌کند و خود را در کنار او بسیار می‌داند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۶۷ - تو چه دانی که ما چه مرغانیم؟

تو چه دانی که ما چه مُرغانیم؟
هر نَفَس زیرِ لب چه می‌خوانیم؟ ۱

چون به دست آوَرَد کسی ما را؟
ما گَهی گنج، گاه ویرانیم ۲

چَرخ از بَهرِ ماست در گَردش
زان سَبَب هَمچو چَرخْ گَردانیم ۳

کِی بِمانیم اَنْدَرین خانه؟
چون دَرین خانه جُمله مِهْمانیم ۴

گَر به صورت گدایِ این کوییم
به صِفَت بین که ما چه سُلطانیم ۵

چون که فردا شَهیم در همه مصر
چه غَم امروز اگر به زندانیم ۶

تا دَرین صورتیم از کَسْ ما
هم نَرَنجیم و هم نَرَنجانیم ۷

شَمسِ تبریز چون که شُد مِهْمان
صد هزارانْ هزار چندانیم ۸
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۸ ۱۰۹۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۶۶ - خیز تا فتنه‌یی برانگیزیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۸ - چند قبا بر قد دل دوختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.