خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، بر مفاهیمی مانند عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، وحدت وجود، و گذر عمر تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از خودگذشتگی کند، به عشق بپیوندد، و از قید قدرت و تعلقات رها شود. او همچنین به مفاهیمی مانند مستی معنوی، بیوفایی دنیا، و رسیدن به حقیقت از طریق گسست از خود اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادهای بهکاررفته (مانند مستی و بیوفایی دنیا) نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۷۶۴ - خواه در معمورهٔ جان خواه در وبرانه باش
خواه در معمورهٔ جان خواه در وبرانه باش
با هزاران در پس دیوار خود چون شانه باش ۱
چشم منت جز به نور عشق نتوان آب داد
صیقل آیینهای خاکستر پروانه باش ۲
دعوی قدرت رها کن هیچ کارت بسته نیست
ای سراپایت کلید فتح بیدندانه باش ۳
دشت سودا گرد آثارش سلامتخانه است
در پناه سایهٔ مو چون سر دیوانه باش ۴
کاروان عمریست از پاس قدم پا میخورد
پیرو محملکشان لغزش مستانه باش ۵
بیوفایی صورت رنگ بهار زندگیست
آشنای خویش شو یعنی ز خود بیگانه باش ۶
مستی سرگشتگان شوق ناهنجار نیست
شعلهٔ جواله شو سر بر خط پیمانه باش ۷
تا تأمل میگماری رفتهاند این حاضران
چشم بر محفل گشا و گوش بر افسانه باش ۸
عالمی مست خیال نرگس مخمور اوست
گر تو هم زین نشئه بویی بردهای میخانه باش ۹
بیدل اجزای نفس تا کی فراهم داشتن
پای تا سر ریشهای بیاحتیاط دانه باش ۱۰
با هزاران در پس دیوار خود چون شانه باش ۱
چشم منت جز به نور عشق نتوان آب داد
صیقل آیینهای خاکستر پروانه باش ۲
دعوی قدرت رها کن هیچ کارت بسته نیست
ای سراپایت کلید فتح بیدندانه باش ۳
دشت سودا گرد آثارش سلامتخانه است
در پناه سایهٔ مو چون سر دیوانه باش ۴
کاروان عمریست از پاس قدم پا میخورد
پیرو محملکشان لغزش مستانه باش ۵
بیوفایی صورت رنگ بهار زندگیست
آشنای خویش شو یعنی ز خود بیگانه باش ۶
مستی سرگشتگان شوق ناهنجار نیست
شعلهٔ جواله شو سر بر خط پیمانه باش ۷
تا تأمل میگماری رفتهاند این حاضران
چشم بر محفل گشا و گوش بر افسانه باش ۸
عالمی مست خیال نرگس مخمور اوست
گر تو هم زین نشئه بویی بردهای میخانه باش ۹
بیدل اجزای نفس تا کی فراهم داشتن
پای تا سر ریشهای بیاحتیاط دانه باش ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶۳ - تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۵ - جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.