خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر انتقادی و طنزآمیز است که در آن شاعر از اشتباهات و تناقضات خود در نامگذاری و توصیف اشیا و موجودات مختلف صحبت میکند. او از این که به اشتباه چیزهای بیارزش را ارزشمند و چیزهای ارزشمند را بیارزش توصیف کرده است، اظهار پشیمانی میکند و در نهایت از این خطاها توبه میکند.
این متن حاوی مفاهیم انتقادی و طنزآمیز است که ممکن است برای درک کامل آن، نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۵۲ - کون خر را نظام دین گفتم
کونِ خَر را نِظامِ دین گفتم
پُشک را عَنْبَرِ ثَمین گفتم ۱
اَنْدَرین آخُرِ جهان زِ گِزاف
بَسْ چَمَن نامِ هر چَمین گفتم ۲
طوق بر گَردنِ کَپی بَستم
نامِ اَعْلی بر اَسْفَلین گفتم ۳
عُذر خواهید روح را که زِ عَجْز
صِفَتِ روحْ بَهرِ طین گفتم ۴
حلیهٔ آدم و خَلیفهٔ حَق
به هر اِبْلیس و هر لَعین گفتم ۵
زاغ را بُلبُلِ چَمَن خواندم
خار را سَرو و یاسَمین گفتم ۶
دیو را جِبْرئیل کردم نام
ژاژ را حُجَّتِ مُبین گفتم ۷
ای دَریغا که کانِ نِفرین را
از طَمَعْ چند آفرین گفتم ۸
از خَری بود آن نَبُد زِ خِرَد
که خَرِ ماده را تَکین گفتم ۹
توبه کردم ازین خَطا گفتن
همه عُمرم بَسْ اَرْ همین گفتم ۱۰
پُشک را عَنْبَرِ ثَمین گفتم ۱
اَنْدَرین آخُرِ جهان زِ گِزاف
بَسْ چَمَن نامِ هر چَمین گفتم ۲
طوق بر گَردنِ کَپی بَستم
نامِ اَعْلی بر اَسْفَلین گفتم ۳
عُذر خواهید روح را که زِ عَجْز
صِفَتِ روحْ بَهرِ طین گفتم ۴
حلیهٔ آدم و خَلیفهٔ حَق
به هر اِبْلیس و هر لَعین گفتم ۵
زاغ را بُلبُلِ چَمَن خواندم
خار را سَرو و یاسَمین گفتم ۶
دیو را جِبْرئیل کردم نام
ژاژ را حُجَّتِ مُبین گفتم ۷
ای دَریغا که کانِ نِفرین را
از طَمَعْ چند آفرین گفتم ۸
از خَری بود آن نَبُد زِ خِرَد
که خَرِ ماده را تَکین گفتم ۹
توبه کردم ازین خَطا گفتن
همه عُمرم بَسْ اَرْ همین گفتم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۱ - تشنهٔ خویش کن، مده آبم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵۳ - آمدم باز تا چنان گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.