خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند گذر زمان، ناپایداری زندگی، تنهایی، انتظار و ناامیدی میپردازد. شاعر با بهکارگیری عناصری مانند سفیدی (برف، موی سفید، دندان سفید) مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۲۲ - صبح شد در عرصهٔگردون مگو خندان سفید
صبح شد در عرصهٔگردون مگو خندان سفید
کف به لب آورده است این بختی کوهان سفید ۱
تا کجا روشن شود عجز ترددهای خلق
بحر هم در خورد گوهر میکند دندان سفید ۲
جادهپیمای عدم بودیم و کس محرم نبود
این ره خوابیده شد از لغزش مژگان سفید ۳
شبههٔ تحقیق نقشی میزند بر روی آب
جز سیاهی هیچ نتوان شد درین میدان سفید ۴
زنگ دارد جوهر آیینهٔ عرض کمال
درکلف خوابید هرجا شد مه تابان سفید ۵
تا نگردد سختجانی دستگاه انفعال
استخوان در پیکر ما می شود پنهان سفید ۶
زیرگردون چون سحردریک نفسگشتیم پیر
میشود موی اسیران زود در زندان سفید ۷
راه غربت یک قدم رنجش کم از صد سال نیست
اشک را از دیده دوریکرد تا مژگان سفید ۸
بزم میگرم است از دمسردی واعظ چه باک
برفنتواند شدن در فصل تابستان سفید ۹
انتظار تیغ نازش انفعال آورد بار
چونعرقگردیدآخر خونمشتاقان سفید ۱۰
مینوشتم نامهای بیمطلب قربانیان
جوش نومیدی ز بسکفکرد شد عنوان سفید ۱۱
کاروان انتظار آخر به جایی میرسد
بیدل از چشم ترم راهیست تاکنعان سفید ۱۲
کف به لب آورده است این بختی کوهان سفید ۱
تا کجا روشن شود عجز ترددهای خلق
بحر هم در خورد گوهر میکند دندان سفید ۲
جادهپیمای عدم بودیم و کس محرم نبود
این ره خوابیده شد از لغزش مژگان سفید ۳
شبههٔ تحقیق نقشی میزند بر روی آب
جز سیاهی هیچ نتوان شد درین میدان سفید ۴
زنگ دارد جوهر آیینهٔ عرض کمال
درکلف خوابید هرجا شد مه تابان سفید ۵
تا نگردد سختجانی دستگاه انفعال
استخوان در پیکر ما می شود پنهان سفید ۶
زیرگردون چون سحردریک نفسگشتیم پیر
میشود موی اسیران زود در زندان سفید ۷
راه غربت یک قدم رنجش کم از صد سال نیست
اشک را از دیده دوریکرد تا مژگان سفید ۸
بزم میگرم است از دمسردی واعظ چه باک
برفنتواند شدن در فصل تابستان سفید ۹
انتظار تیغ نازش انفعال آورد بار
چونعرقگردیدآخر خونمشتاقان سفید ۱۰
مینوشتم نامهای بیمطلب قربانیان
جوش نومیدی ز بسکفکرد شد عنوان سفید ۱۱
کاروان انتظار آخر به جایی میرسد
بیدل از چشم ترم راهیست تاکنعان سفید ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۱ - پهلو به چرخ میزند امروز جاه عید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۳ - ز زلف و روی توتا دیدهام سیاه و سفید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.