خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، فنا، خودشناسی، و رسیدن به حقیقت می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، از ناتوانی انسان در رسیدن به کمال بدون گذشتن از خود سخن می‌گوید و بر اهمیت عشق و فداکاری تأکید می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۱۲ - صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسید

صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسید
کای بیخبربه ما نرسید آنکه وارسید ۱

دریاست قطره‌ای که به دریا رسیده است
جز ما کسی دگر نتواند به ما رسید ۲

سعی نفس ز دل سر مویی نرفت پیش
جایی‌ که کس نمی‌رسد این نارسا رسید ۳

مزد فسردنی‌که به خاکم قدم زند
یاد قدت به سیر بهارم عصا رسید ۴

آسودگی به خاک‌نشینان مسلم است
این حرفم از صدای نی بوربا رسید ۵

دنیا که تاج کج‌کلهان نقش پای اوست
بر ما غبار ریخت‌که تا پشت پا رسید ۶

طبع ترا مباد فضول هوس‌کند
میراث سایه‌ای‌ که ز بال هما رسید ۷

عشاق دیگر از که وفا آرزو کنند
دل نیز رفته رفته به آن بی‌وفا رسید ۸

چون ناله‌ای که بگذرد از بندبندنی
صد جا نشست حسرت دل تا به ما رسید ۹

تا وادی غبار نفس طی نمی‌شود
نتوان به مقصد دل بی مدعا رسید ۱۰

بر غفلت انفعال و به آگاهی انبساط
برهرکه هرچه می‌رسد ازمصطفا رسید ۱۱

از خود گذشتنی‌ست فلک ‌تازی نگاه
تا نگذری زخود نتوان هیچ جا رسید ۱۲

خون دلی به دیده بیدل مگر نماند
کز بهر پای‌بوس تو رنگ حنا رسید ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۱۱ - تا دل به ساز زمزمه‌دار دوا رسید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱۳ - سرکشی می‌خواستیم از پا نشستن در رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.