خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، سرشار از اندوه و ناامیدی است و به موضوعاتی مانند عشق ناکام، رنجهای زندگی، بیثباتی دنیا و ناپایداری انسان میپردازد. شاعر با تصاویر غمانگیزی مانند اشک، خاکستر، و گلشن خونگشته، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای افراد جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۵۱۴ - با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
لبریز خیال توگداز جگری بود ۱
افسوس که دامان هوایی نگرفتیم
خاکستر ما قابل عرض سحری بود ۲
دل رنگ امیدی ندمانیدکه نشکست
عبرتکدهام کارگه شیشهگری بود ۳
چون اشک دویدیم و به جایی نرسیدیم
خضرره ما لغزش بیپا و سری بود ۴
هر غنچه که بیپرده شد آهی به قفس داشت
اینگلشن خونگشته طلسم جگری بود ۵
کس منفعل تلخی ایام نگردید
در حنظل این دشتگمان شکری بود ۶
دیدیمکه بیوضع فنا جان نتوان برد
دیوانگی آشوب و خرد دردسری بود ۷
بیچشم تر اجزای فناییم چو شبنم
تا دیده نمی داشت ز ما هم اثری بود ۸
دل خاک شد و عافیتی نذر هوسکرد
این اخگر واسوخته بالین پری بود ۹
نیک و بد عالم همه عنقاصفتانند
بیدل خبر از هرکه گرفتم خبری بود ۱۰
لبریز خیال توگداز جگری بود ۱
افسوس که دامان هوایی نگرفتیم
خاکستر ما قابل عرض سحری بود ۲
دل رنگ امیدی ندمانیدکه نشکست
عبرتکدهام کارگه شیشهگری بود ۳
چون اشک دویدیم و به جایی نرسیدیم
خضرره ما لغزش بیپا و سری بود ۴
هر غنچه که بیپرده شد آهی به قفس داشت
اینگلشن خونگشته طلسم جگری بود ۵
کس منفعل تلخی ایام نگردید
در حنظل این دشتگمان شکری بود ۶
دیدیمکه بیوضع فنا جان نتوان برد
دیوانگی آشوب و خرد دردسری بود ۷
بیچشم تر اجزای فناییم چو شبنم
تا دیده نمی داشت ز ما هم اثری بود ۸
دل خاک شد و عافیتی نذر هوسکرد
این اخگر واسوخته بالین پری بود ۹
نیک و بد عالم همه عنقاصفتانند
بیدل خبر از هرکه گرفتم خبری بود ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱۳ - آنروز که پیدایی ما را اثری بود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱۵ - این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.