خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فداکاری بیحد و مرز سخن میگوید. او بیان میکند که حاضر است همه چیز، از جمله زمین و آسمان، را فدای معشوق کند و حتی خود را در آتش عشق او بسوزاند. شاعر از حیرت و سرگشتگی خود در این راه میگوید و در نهایت، به این نتیجه میرسد که همه چیز را فدای عشق کند و حتی پادشاهان را به خدمت معشوق درآورد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۳۱ - اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
اگر زمین و فَلَک را پُر از سَلام کنیم
وَگَر سَگانِ تو را فَرشْ سیمِ خام کنیم ۱
وَگَر هُمایِ تو را هر سَحَر که میآید
زِ جان و دیده و دلْ حَلْقههایِ دام کنیم ۲
وَگَر هزار دلِ پاک را، به هر سَرِ راه
به دستْ نامهٔ پُرخون، به تو پیام کنیم ۳
وَگَر چو نُقره و زَر، پاک و خالص از پِیِ تو
میانِ آتشِ تو، مَنْزِل و مُقام کنیم ۴
به ذاتِ پاکِ مُنَزَّه که بعدِ این همه کار
به هر طَرَف نِگَرانیم، تا کدام کنیم ۵
قَرارِ عاقِبَتِ کار هم بَرین اُفتاد
که خویش را همه حیران و خیره نام کنیم ۶
وَ آنگَهی که رَسَد بادههایِ حیرانان
زِ شیشه خانهٔ دلْ صد هزار جام کنیم ۷
چو سیم بَر به صَفا تَنگِمان به بَر گیرد
فَلَک که کُرّهٔ تُند است، ماشْ رام کنیم ۸
چو مَغزِ روح از آن بادهها به جوش آید
چهار حَدِّ جهان را به تَکْ دو گام کنیم ۹
زِ شَمسِ تبریز انگشُتری چو بِسْتانیم
هزار خُسرو تَمْغاج را غُلام کنیم ۱۰
وَگَر سَگانِ تو را فَرشْ سیمِ خام کنیم ۱
وَگَر هُمایِ تو را هر سَحَر که میآید
زِ جان و دیده و دلْ حَلْقههایِ دام کنیم ۲
وَگَر هزار دلِ پاک را، به هر سَرِ راه
به دستْ نامهٔ پُرخون، به تو پیام کنیم ۳
وَگَر چو نُقره و زَر، پاک و خالص از پِیِ تو
میانِ آتشِ تو، مَنْزِل و مُقام کنیم ۴
به ذاتِ پاکِ مُنَزَّه که بعدِ این همه کار
به هر طَرَف نِگَرانیم، تا کدام کنیم ۵
قَرارِ عاقِبَتِ کار هم بَرین اُفتاد
که خویش را همه حیران و خیره نام کنیم ۶
وَ آنگَهی که رَسَد بادههایِ حیرانان
زِ شیشه خانهٔ دلْ صد هزار جام کنیم ۷
چو سیم بَر به صَفا تَنگِمان به بَر گیرد
فَلَک که کُرّهٔ تُند است، ماشْ رام کنیم ۸
چو مَغزِ روح از آن بادهها به جوش آید
چهار حَدِّ جهان را به تَکْ دو گام کنیم ۹
زِ شَمسِ تبریز انگشُتری چو بِسْتانیم
هزار خُسرو تَمْغاج را غُلام کنیم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳۰ - چه روز باشد کین جسم و رسم بنوردیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳۲ - به حق آن که بخواندی مرا ز گوشهٔ بام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.