خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مفاهیمی مانند ناامیدی، حسرت، آزادی، و تلاش برای رسیدن به آرزوها میپردازد. شاعر از موهوم بودن هستی، کمفرصتی، و نالههای بیپاسخ سخن میگوید و به دنبال معنایی در میان تلاشهای بیثمر است. همچنین، اشاراتی به تواضع، تمایز میان جود و سؤال، و قناعت دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بالای 16 سال یافت میشود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت ممکن است برای مخاطبان کمسنتر سنگین باشد.
غزل ۱۴۶۱ - عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلند
جز مژه گردی نشد از کوشش بسمل بلند ۱
هستی موهوم ما در حسرت ایجاد سوخت
سایهواری هم نگردیدیم ز آب و گل بلند ۲
باعث آزادی سرو است یأس بیبری
دستگاه آه باشد در شکست دل بلند ۳
مایهٔ شکر و شکایتهای ما کم فرصتی است
نیست جزگرد نفس ازشخص مستعجل بلند ۴
چون به آسایش رسیدی شعلهٔ دل مرده گیر
از جرس مشکل که گردد ناله در منزل بلند ۵
جاه را با آبروی خاکساریها مسنج
نیست ممکن گردن موج از سر ساحل بلند ۶
چشم اهل جود اگر میداشت رنگی از تمیز
اینقدر هرگز نمیشد نالهٔ سایل بلند ۷
پای از خود رفتن ما بود سر برداشتن
موج بیتمکین ما زین بحر شد غافل بلند ۸
ما ز صد دیوان به یک مصرع قناعت کردهایم
نشئهٔ صهبا چه دارد فطرت بیدل بلند ۹
جز مژه گردی نشد از کوشش بسمل بلند ۱
هستی موهوم ما در حسرت ایجاد سوخت
سایهواری هم نگردیدیم ز آب و گل بلند ۲
باعث آزادی سرو است یأس بیبری
دستگاه آه باشد در شکست دل بلند ۳
مایهٔ شکر و شکایتهای ما کم فرصتی است
نیست جزگرد نفس ازشخص مستعجل بلند ۴
چون به آسایش رسیدی شعلهٔ دل مرده گیر
از جرس مشکل که گردد ناله در منزل بلند ۵
جاه را با آبروی خاکساریها مسنج
نیست ممکن گردن موج از سر ساحل بلند ۶
چشم اهل جود اگر میداشت رنگی از تمیز
اینقدر هرگز نمیشد نالهٔ سایل بلند ۷
پای از خود رفتن ما بود سر برداشتن
موج بیتمکین ما زین بحر شد غافل بلند ۸
ما ز صد دیوان به یک مصرع قناعت کردهایم
نشئهٔ صهبا چه دارد فطرت بیدل بلند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶۰ - حسرت دلکرد بر ما پنجهٔ قاتل بلند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۲ - آنها که لاف افسر و اورنگ میزنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.