خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسیزبان، بیانگر درد و رنج انسان در زندگی و ناامیدیهای اوست. شاعر از مفلسی، بیخوابی، شرم، و ناتوانی در تشخیص خوب و بد سخن میگوید. همچنین، او به موضوعاتی مانند کفر و ایمان، هنر و شعر، و نیاز به تلاش برای رسیدن به تعادل در زندگی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۴۵۴ - مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند
پنجهٔ بیکار بیعت با پشیمانی کند ۱
چشم من از درد بیخوابی در این وادی گداخت
سایهٔ خاری نشد پیدا که مژگانی کند ۲
از حیا هم شرم میدارم ز ننگ اشتهار
جامهٔ پوشندکی حیف است عریانی کند ۳
دل به غفلت نه که دردفع تمیز خوب و زشت
خانهٔ آیینه را زنگار دربانی کند ۴
جز به موقع آبروریزیست عرض هر کمال
غیر موسم ابر بر دریا چه نیسانیکند ۵
تا به همواری رسد دور درشتیهای طبع
هرکه را رنگیست باید آسیابانی کند ۶
سبحه را گردآوری چون حلقهٔ زنار نیست
کفر چون هموار شدکار مسلمانی کند ۷
نامهای دارم بهار انشا که طبع بلبلش
چون صریر خامه پیش از خط غزلخوانی کند ۸
بیتامل هرزهنالیهایم از خود میبرد
کاش چون بند نیام خجلت گریبانی کند ۹
شرم بیدردی عرق میخواهد ای بیدل مباد
بینمیها دیده را محتاج پیشانی کند ۱۰
پنجهٔ بیکار بیعت با پشیمانی کند ۱
چشم من از درد بیخوابی در این وادی گداخت
سایهٔ خاری نشد پیدا که مژگانی کند ۲
از حیا هم شرم میدارم ز ننگ اشتهار
جامهٔ پوشندکی حیف است عریانی کند ۳
دل به غفلت نه که دردفع تمیز خوب و زشت
خانهٔ آیینه را زنگار دربانی کند ۴
جز به موقع آبروریزیست عرض هر کمال
غیر موسم ابر بر دریا چه نیسانیکند ۵
تا به همواری رسد دور درشتیهای طبع
هرکه را رنگیست باید آسیابانی کند ۶
سبحه را گردآوری چون حلقهٔ زنار نیست
کفر چون هموار شدکار مسلمانی کند ۷
نامهای دارم بهار انشا که طبع بلبلش
چون صریر خامه پیش از خط غزلخوانی کند ۸
بیتامل هرزهنالیهایم از خود میبرد
کاش چون بند نیام خجلت گریبانی کند ۹
شرم بیدردی عرق میخواهد ای بیدل مباد
بینمیها دیده را محتاج پیشانی کند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۳ - رفته رفته عافیت همکینهخواهی میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۵ - بلاکشان محبت گل چه نیرنگند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.