خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند ادب، دانش در مقابل جهل، ناپایداری جهان، و جستجوی معنوی می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند گلشن، بلبل، و قمری برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده می‌کند.

این شعر به دلیل استفاده از زبان پیچیده، استعاره‌های عمیق و مفاهیم فلسفی و عرفانی، برای درک و قدردانی کامل، به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۸۹ - محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند

محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند
موج‌گهر از ششجهت بر خویش پهلو می‌زند ۱

واکردن مژگان ادب می‌خواهد از شرم ظهور
اول دراین گلشن بهار از غنچه زانو می‌زند ۲

زبن باغ هرجا وارسی جهل است با دانش طرف
بلبل به چهچه‌گرتند قمری به‌کوکو می‌زند ۳

تا چرخ و انجم ثابت است از خلق آسایش مجو
اندیشهٔ داغ پلنگ آتش به آهو می‌زند ۴

تا آمد و رفت نفس می‌بافت وهم پیش و پس
ماسوره چون بی‌رشته شد بیرون ماکو می‌زند ۵

پست و بلند قصر ناز از هم ندارد امتیاز
آن چین مایل از جبین پهلو بر ابرو می‌زند ۶

شکل دویی پیدا کنم تا چشم بر خود واکنم
هر سور‌هٔ تمثال من آیینهٔ او می‌زند ۷

داغم مخواه ای انتظار از تهمت افسردگی
تا یاد نشتر می‌کنم خون در رگم هو می‌زند ۸

یا رب‌ کجا تمکین فرو شد کفهٔ قدر شرر
آفاق‌ کهسارست و سنگم بر ترازو می‌زند ۹

بیدل گران افتاده است از عاجزی اجزای من
رنگی‌ که پروازن دهم چون شمع بر رو می‌زند ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۸۸ - فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۰ - برق خطی بر سیاهی می‌زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.