این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، وحدت، شور و اشتیاق، و جستجوی معنویت صحبت میکند. شاعر از دریای عشق، گلستان، و شعلههای آتش به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده میکند. همچنین، این شعر به وحدت و همبستگی میان افراد اشاره دارد و از مفاهیمی مانند تاج و گوهر برای بیان ارزش و جایگاه انسان استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۷۱۹ - پیشترآ، می لبا تا همه شیدا شویم
پیشترآ، گوهرا تا همه دریا رَویم ۱
دست به هم وادَهیم، حَلْقه صِفَت جوقْ جوقْ
جمع، مُعَلَّقزَنان، مَست به دریا دَویم ۲
بر لَبِ دریای عشق، تازه بِروییم باز
هایْ که چون گُلْسِتان، تا به اَبَد ما نُویم ۳
وَزْ جِگَرِ گُلْسِتان، شُعلهٔ دیگر زنیم
چون زِرُخِ آتشین، مایهٔ صد پَرتویم ۴
جوهرِ ما رو نِمود، لیک از آن سویِ بَحْر
آه که تو زین سوی، آه که ما زان سویم ۵
شاه سَوارا به سَرْ تاج بِجُنبان چُنین
تاجِ تو را گوهریم، اسپِ تو را ما جُویم ۶
بر سَرِ دارَش کنیم هر کِه بگوید یکیم
آتش اَنْدَر زنیم، هر کِه بگوید دُویم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.