خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نغمهسرایان عشق که خاموش شدهاند و بیخبرانی که هنوز در پی عافیت هستند، سخن میگوید. شاعر از شکستن شیشهها و بیخبری مردم از حقایق زندگی انتقاد میکند و اشاره میکند که حتی اگر به کعبه برده شوی، امید و یاس همچنان همراه تو خواهند بود. همچنین، از محنتی که جمعی به ناله کشیدهاند و سکوتشان ریشه در دلهایشان دارد، گله میکند و از عادتهای ناپسند و فراموشی دوستان مینالد.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۳۸ - بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند ۱
شکست شیشه و در پا خلید و بی خبران
هنوز میکده آشوب و عافیت کوشند ۲
اگر ز دیر برندت به طوف کعبه، مباد
امید و یاس در این کوچه دوش بر دوش اند ۳
هزار شیشه تهی گشت و تنگ حوصله گان
هنوز بی خبر از ته پیالهٔ دوشند ۴
چه محنت آورد آن جمع را به ناله که تو
به ریشهٔ دلشان می خلی و خاموشند ۵
فغان ز عادت عرفی که تا تو دشمن جان
رهش زدی، ز دلش دوستان فراموشند ۶
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند ۱
شکست شیشه و در پا خلید و بی خبران
هنوز میکده آشوب و عافیت کوشند ۲
اگر ز دیر برندت به طوف کعبه، مباد
امید و یاس در این کوچه دوش بر دوش اند ۳
هزار شیشه تهی گشت و تنگ حوصله گان
هنوز بی خبر از ته پیالهٔ دوشند ۴
چه محنت آورد آن جمع را به ناله که تو
به ریشهٔ دلشان می خلی و خاموشند ۵
فغان ز عادت عرفی که تا تو دشمن جان
رهش زدی، ز دلش دوستان فراموشند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.