خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از تأثیر فتنهانگیز معشوق و مستی ناشی از ناز و عشوههای او میگوید. او از بیحوصلهگی و مستی دیگران در مجلس شکایت دارد و اشاره میکند که حتی شنیدن بوی شراب باعث شکستن شیشهها شده است. شاعر از تجربههای تلخ گذشته یاد میکند و به دیر مغان دعوت میشود، جایی که درهای آن به روی او بسته شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مستی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۲۴ - ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند ۱
چگونه می به میان آورم در این مجلس
که باده حوصله سوز است و جمله بد مستند ۲
کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان
به بوی می که شنیدند شیشه ها بشکستند ۳
مگو به تجربه جامی بده، که نشنیدم
که شیشه ای که شکستند باز پیوستند ۴
هلاک صحبت رندان بی شر و شورم
که بوی می بشنیدند و تا ابد مستند ۵
بیا به دیر مغان، آبرو مبر عرفی
که از برون و درون در به روی ما بستند ۶
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند ۱
چگونه می به میان آورم در این مجلس
که باده حوصله سوز است و جمله بد مستند ۲
کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان
به بوی می که شنیدند شیشه ها بشکستند ۳
مگو به تجربه جامی بده، که نشنیدم
که شیشه ای که شکستند باز پیوستند ۴
هلاک صحبت رندان بی شر و شورم
که بوی می بشنیدند و تا ابد مستند ۵
بیا به دیر مغان، آبرو مبر عرفی
که از برون و درون در به روی ما بستند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.